ای تف تو این اینترنت ایران !!!
دکتر بعد از موفق نشدن در گذاشتن کامنت اول





می خوام برم معلم شم تنها کسی که داره تو خانواده مخالفت میکنه عممه.........لامصب شوهرشو فرستاده بود دمه خونمون دعوا




روایت هست تو بهشت بنزین لیتری ۵۰۰ ریاله ...
اونم عمرا اگه فرشته ها بزارن حساب کنی.




طرف از کلاهش خرگوش در میاره،
ما هنوز ازقلبمون یه گوساله رو نتونستیم در بیاریم





زاکربرگ با این همه ثروت رفته از فیلیپین زن گرفته. بعد پسر ایرانی وام ده میلیون تومنیش که جور میشه
به دختر پایینتر از نیاوران رضایت نمیده...





«برخی کالاها اول وارد انبار میشن و آخر از انبار بیرون برده میشن»
همچین که استادمون این جمله رو گفت، یکی از دخترای کلاس گیر داد که مثلا چه کالایی؟ استاد هم چیزی تو ذهنش نبود و سعی داشت بپیچونه!! ولی دختره بدجور گیر داده بود! گفت: خوب استاد یه مثال بزنید.. استاد نگاهی بهش کرد، بعدم بهش اشاره کرد و گفت مثلا... ترشی !
دختره ی بدبخت تا آخر کلاس لام تا کام حرف نزد




اینقدر گوشیمو گم و گور کردم، با زنگ زدن به شمارم پیداش کردم که الان جورابمم پیدا نمیکنم میخوام بهش زنگ بزنم





بيـچـاره مادرم روزي كه ميخاست منو به دنيا بياره فكر مي كرد يه چيزي مي شم تو مايه هاي رستم !!
يا مثل برادرزاده هاش دكتـري ، مهنـدسي !
الان بحثِ س/ك/س/ي و اينا ميشه كـلـاً نگاها همه مياد سمتِ من تو خونه !!!!!





تو اتاقم نشسته بودم کارامو انجام می دادم یهو خواهرزاده کوچولوم در اتاقو باز کرد خیلی هم استرس داشت گفت واااااااااااااای ببخشید فکر کردم اینجا دسشوییه!!
در اتاقو بست... Shocked Laughing





داداشم به مامانم یه لیوان هایپ داده ، مامانم کم مونده سقف رو هم جاروبرقی بزنه






یادش بخیر ابتدايي كه بوديم وايميساديم سر صف بعد ناظممون ميومد مي گفت يه جوري بگيد مرگ بر امريكا
تا صداتون برسه امريكا. ما هم ابله فكر مي كرديم امريكا كوچه بغليه از ته جيگر داد ميزديم
ازهمین تریبون میگم خانوم ناظم عمت خوبه؟؟؟





دیدم یه شماره غریب اس ام اس داده
سلام علی آقا , با من دوست میشی ؟
با خودم گفتم حتما باز دل ارام داره با یه شماره غریب امتحانم می کنه, بی خیال هم که نمیشه ، زدم :
نه , لطفا مزاحم نشید, من دوست دختر دارم , رابطمم باهاش خیلی خوبه
زد :
جدا ؟ چه پسر با معرفتی , کاشکی با من دوست می شد این , اسمش چیه ؟
زدم دلارام و گفتم دیگه هم اس ام اس ندید لطفا
زد :
" حالا خیلی هم جو فردین بازی و معرفت نگیرتت بابا, پدرتم : این شماره ی همکارمه, خواستم بگم من گوشیم شارژ نداره خاموش شده , خواستی بیای دنبال ماشین به این زنگ بزن ,من کافه ی بغل اداره ام, راجع به دل ارام خانومم اومدم خونه مفصل به خدمتت می رسم ، خدا حافظ Laughing Laughing Laughing