پيام مديران



سلام بر شما عزيزان

ضمن عرض خوشامد گويي،خواهشمنديم كه بعد از خواندن مطالب نظر خود را بيان كنيد. و در صورت علاقه مندي نام خود را در قسمت نظرات بگذاريد و ايميل خود را يادداشت كنيد و اعلام كنيد در چه ساعتي آنلاين خواهيد بود.
در اين صورت ما با شما چت خواهيم كرد و نام كاربري و رمز عبورتا را به اطلاع شما خواهيم رساند.

آدرس هاي ديگر اين وبلاگ:
clevergroup.10r.ir
clg.10r.ir
clg.fay.ir
clevergroup.tk
آدرس وبلاگ دوستم

چند نکته:
لطفا در نظرات از الفاظ رکیک استفاده نشود.
حتما نظر بدهید بعد از خوندن مطالب.
برای شنیدن موزیک وب این فلش پلیر رو دانلود کنید. (دانلود){در صورت خرابی لینک نظر بدهید تا درست شود)
حتما در نظر سنجی ها هم شرکت کنید

با تشكر از          
 حسن انتخاب شما    

سر آغاز نامه

بسمه تعالي

با سلام و عرض خيرمقدم به شما بازديدكننده ي محترم.

بخش مديريت ضمن تشكر از لطف شما به استحضار مي رساند كه مديريت وبلاگ به اتفاق نظر با ساير اعضا،افتخار اين را داراست تا در نهايت شادي و سرور اين پيام را به اطلاع برساند كه:

در اين روز جمعي از دانش آموزان مدرسه ي شهيدبهشتي استان خراسان جنوبي شهرستان بيرجند،تصميم داشته تا دنيايي از خنده را در اين وبلاگ بنا بگذارد و جديدترين اخبار جهان دانش و دانش آموز را به اطلاع شما برسانند.پس چه بهتر كه شما بازديد كننده ي اين وبلاگ نيز ياري گر ما در اين امر بوده و ما را از لطفتان بهره مند گردانيد.

1-تذكر براي نويسندگان وبلاگ: اگر نويسندگان اين وبلاگ در طي یک هفته حداقل دو مطلب جديد براي وبلاگ ارسال نكنند در آخر هفته از ليست نويسندگان پاك خواهند شد.

تبصره: اين مطلب شامل مديران وبلاگ يعني امين ، اميرسجاد و مهدی نمي شود.

2-تذكر:نويسندگان اين وبلاگ ممكن است اضافه شده و يا كم شوند زيرا اين وبلاگ متعلق به يك گروه از دانش آموزان بوده و هر كس از آن گروه قادر به اين خواهد بود كه به عضويت قسمت نويسندگان درآيد.

3-تذكر:از نويسندگان خواهش مي كنيم در قمست سوتي ها مستقيما از شخص مورد نظر نام نبرند اگر نويسنده اي در دو مطلب ارسالي اين تذكر را رعايت نكرد اسم او از ليست نويسندگان پاك خواهد شد و مطالبي كه اين قانون در آن ها رعايت نشده ويرايش شده و يا حذف مي گردند.

قابليت وبلاگ: شما بازديد كننده ي گرامي مي توانيد سوالات خود را در زمينه زبان انگلیسی در بخش "نظر بدهيد" و از اميرسجاد و امين بپرسيد.

با تشكر

مديران وبلاگ

احیای دوم به روایت یک تصویر و متن

دیشب احیای دوم بود.مسجد امام حسین بودیم با بچه ها.اما بعضی بچه ها بی جنبه بازی در اودن نیامدند امام حسین(نپرسید اسمشو که نمیگم ستوده بوده)

کلی حال کردیم.گریه کردیم.خلاصه همه کار کردیم.هییت هم رفتیم.با کفش طرح ژاپنی پاهام داغون شدند به خدا.

یه حال  هوایی داشت این مراسم خصوصا وقتی اسم علی و حسین برده میشد اه ناله همه دو برابر میشد.

ماشین های پلیس هم الکی میرفتند و می امدند و بنزین هدر می دادند.(مال پدرشون نبود که)

خلاصه مامورین فداکار انتظامی حضور فعال داشتند.

(بازم از پشت انداختیم ریا نشه)

(ما کلا تو کار پشتیم)




بعد از احیا کلی خندیدیم. مخصوصا اتفاق شربت(مراجعه شود به درستکار)

نشتیم با صابر و درست کار کلی خاطرات گذشته رو زنده کردیم.عمر چه زود میگذره..

خلاصه خیلی خوب بود.ساعت سه شب رسیدم خونه.امشب نرفتیم تو کار سوتی بادیگار های امام جمعه مارو نگیرن.

نظر یادتون نره ها...

تربيت فرزند در خانه علي عليه السلام

چگونگي تربيت فرزند يكي از وجوه درخشنده سيماي خانوادگي اميرالمؤمنين (ع) است. در اين متن، برآنيم تا برخي از اصول تربيت فرزند و حقوق آنان بر پدر و مادر را از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع) بيان كنيم.

1- انتخاب نام نيكو

2- گفتن اذان و اقامه در گوش فرزندان و انجام عقيقه (قرباني گوسفند) براي آنان

3- بازي با فرزندان :           ((اشبه اباك يا حسن واخلع عن الحق الرسن و اعبد الها ذامنن و لاتوال ذالاحن))

پسرم،‌مانند پدرت باش، ريسمان ظلم را از حق بركن‌ ! خدايي را بپرست كه صاحب نعمتهاي متعدد است و هيچگاه با صاحبان ظلم دوستي مكن. اين قطعه، يكي از قطعات اشعاري است كه حضرت زهرا (س) درهنگام بازي با فرزندانش زمزمه مي كرد. بدين شيوه هم آنها را سرگرم مي نمود وهم حكمت به آنها مي آموخت، چرا كه خود اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد:

((كسي كه كودكي دارد بايد در راه تربيت او خود را تا سرحد كودكي تنزل دهد.))

خود اميرالمؤمنين (ع) نيز در كودكي بازيهايي داشته اند كه يكي از آنها كشتي گرفتن است. نقل است ابوطالب بين فرزندانش و پسر عموهايشان مسابقه كشتي برگزار مي كرد و هميشه علي (ع) بر همه پيروز مي شد و اين باعث شادي ابوطالب مي گرديد. در خانه خود علي (ع) هم بين حسن و حسين (عليهماالسلام) مسابقاتي همچون كشتي، خطاطي و مسابقاتي در انجام كارهاي ديگر برگزار مي شد، و گاهي پيامبر جهت افزايش اين شادي و نشاط حاصل از مسابقه، در جمع ايشان حاضر مي شدند و به تشويق طرفين مي پرداختند.

4- رعايت اصل بي طرفي، عدالت و مساوات بين فرزندان

يكي از حساسيتهاي كودكان جانبداري و توجه خاص پدر و مادر به يكي از فرزندان ديگر است كه در روايات بر رعايت عدالت و مساوات بين فرزندان و محبت كردن، هديه دادن و توجه نمودن به خصوص توجه به حساسبت بيشتر دختران در اين مورد تأكيد شده است.

به يك نمونه زيبا از دقت حضرت زهرا (س) در اين مورد توجه كنيد:

پيامبر (ص) حسن وحسين (عليهماالسلام) را به مسابقه خطاطي تشويق نموده، فرمودند: هر كس خط او زيباتر است قدرت او بيشتر است. حسن و حسين (ع) هم هر كدام خط زيبايي نوشتند. اما رسول خدا (ص) ايشان را به مادرشان هدايت فرمود تا اگر در قضاوت نگراني پيش آمد، با عاطفه مادري جبران شود. زهرا (س) نيز جهت رعايت اصل بي طرفي به فكرش رسيد. قضاوت نهايي را به تلاش خوشان مربوط سازد لذا گردنبند خويش را پاره كرده بر سرآنها ريخت و فرمود: هر كدام از شما دانه هاي بيشتري بگيرد قدرت او بيشتر است.

5- داشتن برنامه جهت تمرين، تشويق و تربيت عبادي و ديني فرزندان

- به طور مثال نقل شده است كه حضرت زهرا (س) جهت شبهاي احياء فرزندان را در روز خوابانيد تا كاملاً استراحت كنند و غذاي مناسب و كمتري هم به آنها مي داد تا با زمينه مطلوبتري از نظر جسمي و روحي در شب زنده داري شركت كنند. ايشان با شيوه هاي ديگري كودكانش را در عباداتي مانند نماز، اعمال عبادي ماه رمضان، شركت در جلسات قرآن و شركت دادن آنها در امور خيري مثل كمك به مستمندان و دادن صدقه به نيازمندان شركت مي داد كه نقش مؤثر تربيتي همراه كردن كودكان با خود هنگام انجام عبادات را مي رساند.

6- مكلف نمودن فرزندان به رعايت ادب و اخلاق اسلامي

تأديب كودك يعني ملازم ساختن و مكلف نمودن او به رعايت ادب و اخلاق اسلامي ، بدين معني كه هر چند كودك نسبت به حكمت آداب مزبور، درك و فهمي ندارد وليكن از باب تمرين و تمهيد، وي را به انجام آنها مكلف مي كنيم و مهم اين است كه كودك خود را در تكليف احساس كرده، بداند اگر تن به تكليف ندهد با الزامهايي روبرو خواهد شد. علي (ع) در اين باره مي فرمايد :

(( آن كس كه ملكف به ادب شود ، بديهايش اندك مي گردد. ))

و در روايات داريم زماني كه كودك به 6 سالگي رسيد او را به نماز و چنانچه تحمل گرفتن روزه را داشت به انجام آن وادار نماييد.

7- استفاده از فرصتهاي مختلف جهت انتقال تجربيات و نصايح

اميرالمؤمنين (ع) و حضرت زهرا (س) از هر موقعيتي براي انتقال تجربياتشان استفاده     مي كردند . نامه اميرالمؤمنين به امام حسن (ع) يكي از اين موارد است.

معرفي شبهات و انحرافات اجتماعي،‌ توصيه به مطالعه تاريخ، انتخاب مسير مورد علاقه و اشتياق، تحمل مصائب و مشكلات دنيا، پذيرش مسئوليت در حد توانايي ، برقراري نظم در امور زندگي،‌ تشخيص دوست از  غير دوست و ارتباط گرم با خويشان و تكريم آنان از جمله رئوس برخي از اين نصايحند.

بديهي است خانه اي كه ظريفترين نكات تربيتي ، با چنين دقتي در آن مراعات مي گردد محل پرورش انسانهايي چون امام حسن (ع) ، امام حسين (ع) و زينب (س) خواهد بود. در پايان بد نيست متذكر شويم كه اگر چه اميرالمؤمنين (ع) حقوق زيادي براي فرزندان قائل شده اند،‌اما از آن سو هم وظايفي براي فرزند بر شمرده اند كه مهمترين آنها اينست كه فرزند، پدر و مادرش را در هر چيز مگر در نافرماني از خداوند سبحان اطاعت و پيروي كند :

(( فحق الوالد علي الولد ان يطيعه في كل شيء الا في معصيه الله سبحانه ))

يا علي گفتيم و عشق آغاز شد....

.... از بیابان بوی گندم مانده است

عشق روی دست مردم مانده است            

 

آسمان بازیچه ی طوفان ماست

ابر نعش آه سرگردان ماست....

 

باز هم یک روز طوفان می شود

هر چه می خواهد خدا آن می شود

 

می روم افتان و خیزان تا غدیر

باده ها می نوشم از جوشن کبیر

 

آب زمزم در دل صحرا خوش است

باده نوشی از کف مولا خوش است

 

فاش می گویم که مولایم علیست

آفتاب صبح فردایم علیست

 

هر که در عشق علی گم می شود

 مثل گل محبوب مردم می شود 

 

تا علی گفتم زبان آتش گرفت

پیش چشمم آسمان آتش گرفت

.......

آسمان رقصید و بارانی شدیم

موج زد دریا و طوفانی شدیم

 یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد

بغض چندین ساله ی ما باز شد

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

 

یا علی گفتیم و دریا خنده کرد

عشق ما را باز هم شرمنده کرد

 

یا علی گفتیم و گلها وا شدند

عشق آمد قطره ها دریا شدند

 

یاعلی گفتیم و طوفانی شدیم

مست از آن دستی که می دانی شدیم

 

یاعلی گفتیم و طوفان جان گرفت

کوفه در تزویر خود پایان گرفت

 

کوفه یعنی دستهای ناتنی

کوفه یعنی مردهای منحنی

 

کوفه یعنی مرد آری مرد نیست

یا اگر هم هست صاحب درد نیست

 

عده ای رندان بازاری شدند

عده ای رسوایی جاری شدند

 

آن همه دستی که در شب طی شدند 

ابن ملجم های پی در پی شدند........

 

از سکوت و گریه سرشارم علی

تا همیشه دوستت دارم علی


ثواب دعاي جوشن كبير

دعای جوشن کبیر


دعاى جوشن كبير در بلد الامين و مصباح كفعمى است و آن مروى است از حضرت سيد الساجدين از پدرش از جد بزرگوارش حضرت رسول صلى الله عليه و عليهم أجمعين و اين دعا را جبرئيل عليه السلام آورد براى پيغمبر صلى الله عليه و آله در يكى از غزوات در حالى كه بر تن آن حضرت جوشن گرانى بود كه سنگينى آن بدن مباركش را به درد آورده بود پس جبرئيل عرض كرد كه يا محمد پروردگارت تو را سلام مى ‏رساند و مى ‏فرمايد كه بكن اين جوشن را و بخوان اين دعا را كه او امان است از براى تو و امت تو پس شرحى در فضيلت اين دعا ذكر فرموده كه مقام نقل تمامش نيست از جمله آنكه :

هر كه آن را بر كفن خويش نويسد حق تعالى حيا فرمايد كه او را به آتش عذاب كند و هر كه آن را به نيت در اول ماه رمضان بخواند حق تعالى او را روزى فرمايد ليلة القدر و خلق فرمايد براى او هفتاد هزار فرشته كه تسبيح و تقديس كنند خدا را و ثوابش را براى او قرار دهند پس فضيلت بسيار نقل كرده تا آنكه فرموده :
و هر كه بخواند او را در ماه رمضان سه مرتبه حرام فرمايد حق تعالى جسد او را بر آتش جهنم و واجب فرمايد براى او بهشت را و دو ملك بر او موكل فرمايد كه حفظ كنند او را از معاصى و در امان خدا باشد مدت حيات خود.

و در آخر خبر است كه جناب امام حسين عليه السلام فرمود : وصيت كرد پدرم على بن ابى طالب صلوات الله عليه به حفظ اين دعا و آنكه بنويسم آن را بر كفن او و تعليم كنم آن را به اهل خود و ترغيب كنم ايشان را به خواندن آن و آن هزار اسم است و در آن است اسم اعظم.

فقير گويد كه از اين خبر دو چيز مستفاد مى ‏شود :
يكى استحباب نوشتن اين دعا به كفن چنانكه علامه بحر العلوم عطر الله مرقده در دره به آن اشاره فرموده :
وَ سُنَّ أَنْ يُكْتَبَ بِالْأَكْفَانِ‏شَهَادَةُ الْإِسْلاَمِ وَ الْإِيمَانِ‏وَ هَكَذَا كِتَابَةُ الْقُرْآنِ وَ الْجَوْشَنُ الْمَنْعُوتُ بِالْأَمَانِ

دوم استحباب خواندن اين دعا در اول ماه رمضان و اما خواندن آن در خصوص شب هاى قدر در خبر ذكرى از آن نيست لكن علامه مجلسى قدس الله روحه در زاد المعاد در ضمن اعمال شب هاى قدر فرموده و در بعضى از روايات وارد شده است كه دعاى جوشن كبير را در هر يك از اين سه شب بخوانند و كافى است فرمايش آن بزرگوار ما را در اين مقام أحله الله دار السلام بالجمله اين دعا صد فصل است و هر فصلى مشتمل بر ده اسم الهى است و در آخر هر فصل بايد گفت :

سُبْحَانَكَ يَا لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنتَ ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ يَا رَبِّ

و در بلد الامين است كه در اول هر فصل بِسْمِ اللَّهِ بگويد و در آخرش :

سُبْحَانَكَ يَا لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنتَ ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ يَا رَبِّ يَا ذَا الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ

دانلود دعاي جوشن كبير به صورت صوتي (استماع اين دعا ثواب دارد)

براي ديدن معني اين دعا به ادامه مطلب برويد و براي ديدن متن عربي آن به مفاتيح الجنان مراجعه كنيد.


ادامه نوشته

شب احیا(به روایت یک تصویر)

بچه ها سلام

دیشب احیا بود.چه حال و هوایی داشت این مسجد.

هر کی تو یه حالی بود.یکی سینه میزد.یکی گریه...یکی قران..هرکسی یه جوری منتظر بود ....میخواست نهایت استفاده رو ببره از این شب.

کلی گریه کردیم......جاتون خالی

یه صفایی داشت.

انگار فرشته ها هم همون نزدیکی ها بودن...

شیطان هم این شکلی بود

خلاصه تعدادی از مسعولین مدرسه و معلمین گرامی هم بودند....


( از پشت انداختیم ریا نشه)


خلاصه بنده خدایی هم که سخن رانی میکرد سوتی داد (اینجا هم ول نمیکی سوتی رو)

گفت: ایشالا خدا فقر و بدبختی رو از مسلمانان شاخ آمریکا که قحطی زده شدن دور کنه....

اخه برادر شاخ امریکا دارن حال میکنن با شرایط...اون شاخ افریقا بوده عزیز.....

ماجراي شهادت حضرت علي (ع)

                                                                        

 حضرت علي عليه السلام در شب شهادت خود، افطار را میهمان دخترش، ام كلثوم بود. در هنگام افطار سه لقمه غذا خورد و سپس به عبادت پرداخت. علی علیه السلام از اول شب تا صبح بیقرار بود. گاهی به آسمان و ستارگان نگاه می کرد و هر چه طلوع فجر نزدیک تر می شد، تشویش او نیز بیشتر می شد. می‌فرمود:« نه من دروغ می گویم و نه آن کسی که به من خبر داده دروغ گفته است. شبی که مرا وعده شهادت داده اند، امشب است.»


سرانجام آن شب هولناک به پایان رسید و علی علیه السلام در تاریکی سحر برای ادای نماز صبح به سوی مسجد حرکت کرد. مرغابی‌هایی که در حیاط خانه بودند در پی او رفتند و به جامه اش آویختند. اهل خانه خواستند آن ها را از او دور سازند، اما امام فرمود:« آن ها را به حال خود بگذارید. آنها اکنون سروصدا می‌کنند اما به زودی نوحه سر خواهند داد.»
 امام حسن عليه السلام گفت:« این چه نفوس بدی است که می‌زنید؟»
فرمود:« پسرم، نفوس بد نمی زنم ولیکن دل من گواهی می‌دهد که کشته خواهم شد.»

ام کلثوم از سخن پدرش پریشان شد و عرض کرد:« دستور بفرمایید که جُعده به مسجد برود و با مردم نماز بگذارد.»
فرمود:« از قضای الهی نمی توان گریخت.» آن گاه کمربند خود را محکم بست و در حالی که این دو بیت را زمزمه می کرد عازم مسجد شد.
« کمر خود را برای مرگ محکم ببند، زیرا مرگ تو را ملاقات خواهد کرد.
از مرگ، آن گاه که به سوی تو آید، جزع و فریاد مکن.»

امام علیه السلام وارد مسجد شد و به نماز ایستاد. وقتی به سجده رفت،  ابن ملجم در حالی که فریاد می زد: « للّه الحکمُ لا لک یا علی » (حکم برای خداست نه برای تو ای علی) با شمشیر زهر آلود، ضربتی بر سر مبارک علی علیه السلام زد. این ضربت به محلّی اصابت کرد که سابقاً شمشیر عمربن عبدوددر جنگ خندق بر آن خورده بود.
فرق مبارک امام علی علیه السلام با ضربه ابن ملجم تا پیشانی شکافته شد و خون فوران کرد.

بهشت مشتاق شان است....

                                                                        

...................يا علي گفتيم و عشق آغاز شد.................

   انس بن مالك می گوید: روزی رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:« بهشت مشتاق به چهار نفر از امت من است.» ولی من نتوانستم از پیامبر بپرسم که آنان چه کسانی هستند.
نزد ابوبكر رفتم و خبر را گفتم و به او پیشنهاد دادم که از پیامبر بپرسد آنان چه کسانی هستند. اما ابوبکر پاسخ داد:« من می ترسم از آنها نباشم، آن‌گاه افراد قبیله‌ام (بنوتمیم) مرا سرزنش کنند.»
نزد عمر رفتم و خبر را گفتم. او هم گفت:« می ترسم از آنها نباشم، آنگاه افراد قبیله ام ( بنوعدی ) مرا سرزش کنند.»
نزد عثمان رفتم و ماجرا را تعریف کردم. او هم گفت:« می ترسم از آنها نباشم و بنی امیه سرزنشم کنند.»

آن‌گاه نزد علی علیه السلام رفتم و به او خبر دادم. او گفت:« به خدا سوگند، از پیامبر می‌پرسم. اگر من هم از آن چهار نفر بودم، خداوند عزیز و بزرگ را سپاس می گویم و اگر از آنها نبودم از خداوند می خواهم که مرا از آنان قرار دهد و آنان را دوست بدارم.»
آن‌گاه نزد رسول خدا رفت. من هم همراه او بودم. هنگامی که به حضور پیامبر رسیدیم، دحبه كلبي آنجا بود.
دحیه با دیدن علی علیه السلام، برخاست و بر او سلام کرد
پیامبر به علی فرمود:« او را شناختی؟»
علی علیه السلام گفت:«دحیه کلبی بود.»
پیامبر فرمود:« او جبرئیل بود.»
حضرت علی گفت:« پدر و مادرم به فدایت ای رسول خدا. انس به من خبر داد که شما گفته‌اید بهشت مشتاق چهار نفر از امتم است. آنها چه کسانی هستند؟»
رسول خدا با دست به حضرت علی علیه السلام اشاره کرد و سه مرتبه فرمود:« به خدا سوگند، تو نخستین آنها هستی.»
حضرت علی علیه السلام پرسید:« سه نفر دیگر چه کسانی هستند؟»
پیامبر فرمود:« مقداد و سلمان و ابوذر.»


رابطه شب قدر با حجت زمانه

                                                                        

از حضرت امام باقر (علیه السلام) نقل شده كه وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما میدانید كه لیلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند: چگونه ندانیم، و حال آن كه در شب قدر فرشتگان بر گرد ما طواف می كنند.


خداوند متعال در چهارمین آیه سوره مباركه قدر می فرماید: تنزّل الملائكة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ. فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هركاری) فرود آیند.

فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سوره دخان نیز:

فیها یفرَق كلّ أمرٍ حكیم.1 در آن شب، هر فرمانی، برحسب حكمت صادر میشود.

دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذیرش یا تكلف یا هر دو مینماید. ظاهر این فعلها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می دهد.

این امر كه در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آن حضرت نازل می شده است، در هر شب قدر، باید بر كسی نازل و تبیین و تحكیم یا كشف شود كه به افق نبوت نزدیك و پیوسته باشد.

قبول اصل وصایت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.

هنگامی كه كسی قرآن را به عنوان كلام خدا پذیرفت به این معنی كه همه سورهها و آیات آن را پذیرفته است و یك مسلمان واقعی هم كسی است كه تسلیم همه آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سوره قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمه پذیرفتن آن، آیه (تنزّل الملائكة...) كه هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است، این است كه بپذیرد كه در شب قدر فرشتهها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود میآیند و این امر یك متولی و ولی میخواهد كه متولی و ولی آن امر باشد. اینكه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می فرماید:

در آن شب هر فرمانی، برحسب حكمت صادر می شود؛ فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستنده آن بودهایم.

دلالت بر تكرار و تجدید فرق و ارسال در آن شب دارد و به این معنا كه آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل میشوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان «ولی» این امر باشد كه به سوی او نازل و ارسال گردند كه او همان ولی جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست كه اطاعتش بر همگان واجب است.

به همین سبب، هر كس ادعا كرد كه من ولی امر هستم، باید ثابت كند كه این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و میشوند، و چون هیچ كس جز پیامبر و اوصیاء معصومینش (علیهم السلام) نمیتوانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره كسی باشد كه در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود.

آیه مورد بحث، یكی از مستدلترین آیات قرآن كریم بر ضرورت وجود همیشگی یك ولی امر از جانب خداست كه امین بر حفظ و اجزاء و اداء امرالهی باشد، و آن همان امام معصوم (علیه السلام) است.

و هر كس نزول پیوسته فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد كه اگر به قرآن ایمان دارد باید بپذیرد، ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه كافر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود، كه در آن صورت چنین كسی بنابر بیان خود قرآن كریم كافر واقعی است.

چنان كه خداوند در آیات 150 و 151 سوره نساء میفرماید: إِنَّ الَّذِینَ یَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَیْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِكَ سَبِیلاً أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا . كسانی كه به خدا و پیامبران خدا كافر شدهاند و میخواهند بین خدا و رسولانش جدایی اندازند و میگویند به برخی ایمان میآوریم و به بعضی كافر میشویم و میخواهند در این میان(بینابین) اتخاذ كنند، اینان حقا كافرند و ما برای كفركیشان عذاب خواركنندهای مهیا كردهایم.

و میبینید كه خداوند، كسانی را كه پارهای از آیات خدا را بپذیرند و برخی را نپذیرند، كافر حقیقی میداند.
بنابراین مؤمن حقیقی كسی است كه هم استمرار لیلةالقدر را تا قیامت پذیرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولی امر، و امام معصومی كه امر الهی را دریافت میكند و امین بر آن در جهت پاسداری، به كار بستن و اداء باشد، قبول كند؛ یعنی همان بزرگواری كه در زمان وجود مقدس بقیةالله الاعظم حضرت مهدی(عج) میباشد و به همین سبب پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله) بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل كردهاند، فرمودند: من أنكر المهدی فقد كفر.2 كسی كه وجود مهدی را انكار كند، رهسپار دیار كفر شده است.
و در كتب شیعه، از این قبیل احادیث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق(علیه السلام) و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طریق از جد عالیقدرشان و از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده كه فرمودهاند:

القائم من ولدی اسمه إسمی و كنیته كنیتی و شمائله شمائلی و سنّته سنتی یقیم النّاس علی ملتّی و شریعتی و یدعوهم إلی كتاب الله عزّوجلّ، من أطاعه أطاعنی و من عصاه عصانی، و من أنكره فی غیبته فقد أنكرنی، و من كذبه فقد كذّبنی، و من صدّقه فقد صدّقنی، إلی الله اشكو المكذّبین لى فى أمره، و الجاهدین لقولی و المضلّین لأمتّی عن طریقته و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبٍ ینقلبون.3

قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنیه او، كنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم برپا میدارد و آنان را به كتاب خدای عزوجل فرامیخواند. كسی كه او را طاعت كند، مرا پیروی كرده و كسی كه او را نافرمانی كند، مرا نافرمانی كرده است و كسی كه او را در دوران غیبتش انكار كند، تحقیقاً مرا انكار كرده و كسی كه او را تكذیب كند هر آینه مرا تكذیب كرده و كسی كه او را تصدیق كند، هر آینه مرا تصدیق كرده است. از آنها كه مرا درباره او تكذیب كرده و گفتار مرا در شأن او انكار میكنند و امت مرا از راه او گمراه میسازند، به خدا شكایت میبرم. به زودی آنها كه ستم كردند و میدانند كه بازگشتشان به كجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونیها مجازات ستمگریهای خود را در دنیا و آخرت خواهند دید).

در این حدیث شریف انكار و تكذیب امام عصر، اروحنا فداه، انكار و تكذیب پیامبر به حساب آمده است، و در نتیجه همه پیامبران را انكار كرده، كه همان رهسپاری به وادی كفر خواهد بود.

علی بن ابراهیم قمی در تفسیری درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر میگوید:

فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان (علیه السلام) نازل می شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته اند، به او تقدیم می دارند.

و همین محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر(علیه السلام) نقل كرده، كه وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما میدانید كه لیلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند:

چگونه ندانیم، و حال آن كه در شب قدر فرشتگان برگرد ما طواف میكنند.4

حضرت امام سجاد(علیه السلام)، در این باره، میفرمایند: همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان كارها، بر ولی امر (امام زمان(علیه السلام)) فرود می آید.


رابطه شب قدر با حجت زمان و امام عصر (عج)
شب قدر ، قدر شب مقدرات

از حضرت امام باقر (علیه السلام) نقل شده كه وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما میدانید كه لیلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند: چگونه ندانیم، و حال آن كه در شب قدر فرشتگان بر گرد ما طواف می كنند.

خداوند متعال در چهارمین آیه سوره مباركه قدر می فرماید: تنزّل الملائكة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ. فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هركاری) فرود آیند.

فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سوره دخان نیز:

فیها یفرَق كلّ أمرٍ حكیم.1 در آن شب، هر فرمانی، برحسب حكمت صادر میشود.

دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذیرش یا تكلف یا هر دو مینماید. ظاهر این فعلها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می دهد.

این امر كه در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آن حضرت نازل می شده است، در هر شب قدر، باید بر كسی نازل و تبیین و تحكیم یا كشف شود كه به افق نبوت نزدیك و پیوسته باشد.

قبول اصل وصایت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.

هنگامی كه كسی قرآن را به عنوان كلام خدا پذیرفت به این معنی كه همه سورهها و آیات آن را پذیرفته است و یك مسلمان واقعی هم كسی است كه تسلیم همه آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سوره قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمه پذیرفتن آن، آیه (تنزّل الملائكة...) كه هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است، این است كه بپذیرد كه در شب قدر فرشتهها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود میآیند و این امر یك متولی و ولی میخواهد كه متولی و ولی آن امر باشد. اینكه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می فرماید:

در آن شب هر فرمانی، برحسب حكمت صادر می شود؛ فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستنده آن بودهایم.

دلالت بر تكرار و تجدید فرق و ارسال در آن شب دارد و به این معنا كه آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل میشوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان «ولی» این امر باشد كه به سوی او نازل و ارسال گردند كه او همان ولی جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست كه اطاعتش بر همگان واجب است.

به همین سبب، هر كس ادعا كرد كه من ولی امر هستم، باید ثابت كند كه این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و میشوند، و چون هیچ كس جز پیامبر و اوصیاء معصومینش (علیهم السلام) نمیتوانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره كسی باشد كه در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود.

آیه مورد بحث، یكی از مستدلترین آیات قرآن كریم بر ضرورت وجود همیشگی یك ولی امر از جانب خداست كه امین بر حفظ و اجزاء و اداء امرالهی باشد، و آن همان امام معصوم (علیه السلام) است.

و هر كس نزول پیوسته فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد كه اگر به قرآن ایمان دارد باید بپذیرد، ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه كافر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود، كه در آن صورت چنین كسی بنابر بیان خود قرآن كریم كافر واقعی است.

چنان كه خداوند در آیات 150 و 151 سوره نساء میفرماید: إِنَّ الَّذِینَ یَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَیْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِكَ سَبِیلاً أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا . كسانی كه به خدا و پیامبران خدا كافر شدهاند و میخواهند بین خدا و رسولانش جدایی اندازند و میگویند به برخی ایمان میآوریم و به بعضی كافر میشویم و میخواهند در این میان(بینابین) اتخاذ كنند، اینان حقا كافرند و ما برای كفركیشان عذاب خواركنندهای مهیا كردهایم.

و میبینید كه خداوند، كسانی را كه پارهای از آیات خدا را بپذیرند و برخی را نپذیرند، كافر حقیقی میداند.

علی بن ابراهیم قمی در تفسیری درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر می گوید: فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان (علیه السلام) نازل می شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته اند، به او تقدیم می دارند

بنابراین مؤمن حقیقی كسی است كه هم استمرار لیلةالقدر را تا قیامت پذیرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولی امر، و امام معصومی كه امر الهی را دریافت میكند و امین بر آن در جهت پاسداری، به كار بستن و اداء باشد، قبول كند؛ یعنی همان بزرگواری كه در زمان وجود مقدس بقیةالله الاعظم حضرت مهدی(عج) میباشد و به همین سبب پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله) بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل كردهاند، فرمودند: من أنكر المهدی فقد كفر.2 كسی كه وجود مهدی را انكار كند، رهسپار دیار كفر شده است.
شب قدر

و در كتب شیعه، از این قبیل احادیث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق(علیه السلام) و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طریق از جد عالیقدرشان و از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده كه فرمودهاند:

القائم من ولدی اسمه إسمی و كنیته كنیتی و شمائله شمائلی و سنّته سنتی یقیم النّاس علی ملتّی و شریعتی و یدعوهم إلی كتاب الله عزّوجلّ، من أطاعه أطاعنی و من عصاه عصانی، و من أنكره فی غیبته فقد أنكرنی، و من كذبه فقد كذّبنی، و من صدّقه فقد صدّقنی، إلی الله اشكو المكذّبین لى فى أمره، و الجاهدین لقولی و المضلّین لأمتّی عن طریقته و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبٍ ینقلبون.3

قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنیه او، كنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم برپا میدارد و آنان را به كتاب خدای عزوجل فرامیخواند. كسی كه او را طاعت كند، مرا پیروی كرده و كسی كه او را نافرمانی كند، مرا نافرمانی كرده است و كسی كه او را در دوران غیبتش انكار كند، تحقیقاً مرا انكار كرده و كسی كه او را تكذیب كند هر آینه مرا تكذیب كرده و كسی كه او را تصدیق كند، هر آینه مرا تصدیق كرده است. از آنها كه مرا درباره او تكذیب كرده و گفتار مرا در شأن او انكار میكنند و امت مرا از راه او گمراه میسازند، به خدا شكایت میبرم. به زودی آنها كه ستم كردند و میدانند كه بازگشتشان به كجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونیها مجازات ستمگریهای خود را در دنیا و آخرت خواهند دید).

در این حدیث شریف انكار و تكذیب امام عصر، اروحنا فداه، انكار و تكذیب پیامبر به حساب آمده است، و در نتیجه همه پیامبران را انكار كرده، كه همان رهسپاری به وادی كفر خواهد بود.

علی بن ابراهیم قمی در تفسیری درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر میگوید:

فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان (علیه السلام) نازل می شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته اند، به او تقدیم می دارند.

و همین محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر(علیه السلام) نقل كرده، كه وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما میدانید كه لیلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند:

چگونه ندانیم، و حال آن كه در شب قدر فرشتگان برگرد ما طواف میكنند.4

حضرت امام سجاد(علیه السلام)، در این باره، میفرمایند: همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان كارها، بر ولی امر (امام زمان(علیه السلام)) فرود می آید.
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنیه او، كنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم برپا میدارد و آنان را به كتاب خدای عزوجل فرامیخواند. كسی كه او را طاعت كند، مرا پیروی كرده و كسی كه او را نافرمانی كند، مرا نافرمانی كرده است و كسی كه او را در دوران غیبتش انكار كند، تحقیقاً مرا انكار كرده و كسی كه او را تكذیب كند هر آینه مرا تكذیب كرده و كسی كه او را تصدیق كند، هر آینه مرا تصدیق كرده است.

و نیز آن حضرت(علیه السلام) فرمودهاند: ای گروه شیعه، با سوره «انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین(علیهم السلام) مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) كنید تا كامیاب و پیروز شوید، به خدا كه آن سوره، پس از پیغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) حجت خدای تبارك و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الكتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مباركة اناكنا منذرین» مخاصمه و مناظره كنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعداز پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است.

همچنین از رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است، كه به اصحابشان فرموده اند:

به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابیطالب(علیه السلام) و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.

از آنچه كه نگارش یافت، استفاده میشود كه شب قدر تا قیامت باقی است و در هر شب قدر هم ولی امر و صاحب امری هست كه آن امر را دریافت دارد، كه در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجةبن الحسن المهدی، ارواحنا فدا، است و برای آن كه بهتر بدانیم كه لیلةالقدر بیانگر مقام شامخ ولایت اهل بیت (علیهم السلام) و امامت آنان تا روز رستاخیز میباشد. حدیثی را هم كه در بخش فضیلتهای حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است، ملاحظه میكنیم كه در آن به طور كنایه از آن بانوی عظیم القدر تعبیر به لیلةالقدر شده است و آن در تفسیر فرات بن ابراهیم از حضرت صادق(علیه السلام) نقل شده كه فرمودهاند:

«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس كسی كه فاطمه (سلام الله علیها) را آنگونه كه باید، بشناسد، شب قدر را درك كرده است.

و این اشاره به مقام ولایت آن بانوی معصوم (سلام الله علیها) نیز دارد.

و از طرفی، همانگونه كه در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود میآید، نزول گاه نور پاك امامان معصوم (علیهم السلام) نیز وجود مقدس فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است؛ كه حقیقتاً هر كس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پیبرد، شب قدر را درك كرده است.


تنظیم: هدهدی- گروه دین و اندیشه تبیان

1. سوره دخان (44)، آیه 4.

2. علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج 51، ص 51؛ منتخب الاثر، فصل 10، ب 1، جز 1 ، ص 492.

3. علامه مجلسی، همان، ج 51، ص 73؛ منتخب الاثر، فصل2، ب 3، ح4 ، ص 183.

4. تفسیر القمی، ص 731؛ علامه مجلسی، همان، ج 97، ص 14، جز 23.

برگرفته از: تحقیقی درباره لیلةالقدر و رابطه آن با امام عصر، ارواحنافداه، صص 149 ـ 132، با تلخیص.

پرنده ي دل را راهي آسمان كنيد.

محروم است آن كه ولايت علي را نپذيرد.

 
                                                                        

((يا علي ابن ابي طالب))
 
جابر بن عبدالله انصاري از  عمر بن خطاب نقل می کند که می گفت:
 رسول خدا (ص) فرمود:« برتری علي بن ابي طالب بر این امت، همانند برتری ماه رمضان بر ماه های دیگر و برتري شب قدر بر دیگر شب‌ها و فضيلت شب جمعه بر شب‌های دیگر است؛ خوشا به حال آن که به علی ایمان بیاورد و و ولایتش را تصدیق کند، و وای بر آن که مقام و حق او را انکار کند. زیرا بر خدا واجب است که چنین کسی را در قیامت، از شفاعت محمد محروم کند.»

يا خليفه الله

                                                               

روزى على (علیه السلام ) همراه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم در یکى از راههاى مدینه عبور مى کردند ناگاه مردى بلند قامت و چهارشانه ... جلو آمد و بر پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم سلام کرد و احترام شایانى نمود سپس رو به على (علیه السلام (کرد و گفت : سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو اى خلیفه چهارم ، آنگاه به رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم رو کرد و گفت : آیا این گونه نیست که گفتم ؟ رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: آرى چنین است . آن شخص ناشناس از آنجا رفت على(علیه السلام ) از پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم پرسید: این چه لقبى بود که این مرد ناشناس به من داد و تو هم آن را تصدیق کردى ، من خلیفه ام چهارم هستم ؟ پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: حمد و سپاس خدا را، همانگونه که او گفت تو خلیفه چهارم هستى زیرا اولین خلیفه آدم (علیه السلام ) است. و دومین خلیفه داود (علیه السلام ) است .  و سومین خلیفه هارون برادر موسى (علیه السلام ( است که خلیفه موسى شد و خداوند در (آیه 3 سوره توبه ) مى فرماید:و این اعلامى است از طرف خدا و رسولش بر عموم مردم در روز حج اکبر (عید قربان ) که خداوند و پیامبرش از مشرکان بى زار است .اى على ابلاغ کننده برائت از مشرکان از جانب خدا و رسولش تو هستى و تو وصى و وزیر من مى باشى و دین مرا ادا مى کنى ... پس تو چهارمین خلیفه مى باشى چنانکه آن شخص با این عنوان بر تو سلام کرد آیا مى دانى او چه کسى بود؟

او برادرت خضر (علیه السلام ) بود.

شب قدر....

                                                                         


. . .

شب قدر، آبستن سپیده فلاح و رستگاری انسانهای دل سپرده به مهر مهربانترین مهربانان است.
. . .

شب قدر، شب حضور روح و ملایک در محضر امام زمان (عج) است.
. . .
شب قدر، شبی است که در عرصه آن انسان، ره صد ساله را یک شبه طی می کند.


. . .
شب قدر، حاوی نهر نوری است که در زلال پر برکت آن جان مؤمنان از گناه تطهیر می شود.
. . .
شب قدر، طلایه دار فلاح و رستگاری عارفان عاشق و عاشقان بیدل در بین شبهای سال است.
. . .
شب قدر، آوای ایمان را در گوش جان مؤمنان به غیب نجوا می کند.
. . .
شب قدر، شب شناخت قدر خویش است!
. . .
شب قدر شبی است که باید شکواییه هجران را درنوردید و به امید وصل و دیدار، بیدار نشست و از جام طهور «سلام» تا مطلع «فجر» سرمست بود.
. . .
شبی که باید در عاشقی ثابت‌قدم بود. در طلب کوشید و بیدار ماند و دیدار جست و احیا گرفت و به نیایش پرداخت و کار خیر کرد و صالحات به جا آورد و به نیازمندان رسید و دانایی طلبید و به دانش‌آموزی پرداخت.
. . .
شب قدر، شبی که باید به یاد روی محبوب عزیز، آن یار پنهان رخسار، با دردمندی‌های عاشقانه نالید و دیدار او را از خدای طلبید.
. . .
شب قدر، شبی که شیاطین در بند اسارتند و آدمیان ایمن از آنها.
. . .
شبی که در آن خطاب می‌آید: کجایند جوانمردان شب‌خیز که در آرزوی دیدار، بی‌خواب و بی‌آرام بوده‌اند و در راه عشق شربت بلا نوشیده‌اند، تا خستگی ایشان را مرهم گذاریم و اندر این شب قدر ایشان را با قدر و منزلت گردانیم؛ که امشب، شب نوازش بندگان است و وقت توبه گنهکاران.
. . .
شبی است که «لیلة البراتش» خوانند:
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
. . .
شب قدر، فصل نزول آیات رحمانی بر بوستان جان‌های روحانی است.
. . .
شب قدر، گاه رویش جوانه‌های الغوث الغوث بر عرصه لب‌های تائب است.
. . .
شب قدر، بهترین منزلگاه نیایش‌گران سرسپرده به مهر حق است.
. . .
شب قدر، وقت شناخت قدر خویش است.
. . .
شب قدر، بهترین گاه آرایش صحیفه دل مؤمنان به زیور ذکر خداست.
. . .
شب قدر، بزرگ‌ترین میدان‌گاه سبقت گرفتن اولاد آدم در خیرات است.
. . .
شب قدر، آوای ایمان را در گوش جان انسان‌ها ترنم می‌کند.
. . .
شب قدر، فاصله مُلک و ملکوت را به حداقل ممکن می‌رساند.
. . .
شب قدر، گشاینده پنجره کشف و شهود بر منظر روح عارفان است.
. . .
شب قدر، لاله‌ای شکفته در کویر شب‌های عادی سال است.
. . .
آی فقیران غنی، کجایید که شبهای قدر آمده است؟!
. . .
تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی
شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی
لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم
سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی
. . .
تقدیری سراسر خیر، برکت، خرسندی، سلامت، خوشبختی، سعادت دنیا و آخرت، توشه شب قدرتان باد.
. . .
خبر آوردند که امشب از هزار شب بهتر است و یک اتفاق ویژه می افتد و آن اینکه امشب دست ملکوت به طرف زمین کشیده می شود.
. . .
کجایید خاکیان سدره نشین و زمینیان آسمانی که ملکوتیان امشب شیفته شمایند؟!
. . .
شب قدر، سرنوشت یکسال ما تعیین می شود. این شبها را از دست ندهیم. برای تعجیل در فرج مولایمان دعا کنیم.
. . .
فرشته ها برای آزادی انسان ها از دستان شیطان و بخشش معاصی و بردن آنها به ملکوت مسابقه داده و منتظر ندای بنده خدا هستند. (اللهم لبیک) مرا دعا کنید.
. . .
شب قدر است و من قدری ندارم
چه سازم توشه قبری ندارم
. . .
مبادا لیله القدرت سرآید
گنه بر ناله ام افزون تر آید
مبادا ماه تو پایان پذیرد
ولی این بنده ات سامان نگیرد
. . .
خدایا قدر ما را به قدر مولاعلی(ع) نزدیک فرما.
. . .
الهی آن شب که همه قرآن به سر می کنند ما را توفیق بده قرآن را به دل کنیم.
. . .
امشب تمام آینه ها را صدا کنید
گاه اجابت است رو به سوی خداکنید
ای دوستان آبرودار در نزد حق
درنیمه شب قدرمرا هم دعا کنید
. . .
چون نامه جرم ما به هم پیچیدند
بردند به دیوان عمل سنجیدند
بیش ازهمگان گناه مابود ولی
ما را به محبت علی(ع)بخشیدند.
با عرض تسلیت در لیالی قدر این حقیر را ازدعای خیرخویش فراموش نکنید.التماس دعا
. . .
مارا به دعا کاش فراموش نسازند
رندان سحر خیز که صاحب نفسانند
. . .
از عرش صدای ربنا می آید
آوای خوش خدا خدا می آید
فریاد که درهای بهشت باز کنید
مهمان خدا سوی خدا می آید
. . .
گویند کریم است و گنه می بخشد
گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم
. . .
یا رب ز تو امروز عطا می طلبم
هشیاری و بخشش خطا می طلبم
مقبولی روزه و نماز و طاعات
از درگه لطفت به دعا می طلبم
. . .
ز مردم دل بکن یاد خدا کن
خدا را وقت تنهایی صدا کن
در آن حالت که اشکت می چکد گرم
غنیمت دان و ما را هم دعا کن
. . .
شب قدر است و من قدری ندارم
چه سازم توشه ی قبری ندارم . . .
. . .
خیر، برکت، خرسندی، سلامت، خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت، توشه شب قدرتان باد.
. . .
امشب …
از آسمان باران انا انزلنا بر فرق زمین می بارد …
امشب چشمانم را با آب توبه می شویم
و کلام قرآن در دهانم می ریزم
تا خواب چشمانم را نیازآرد …
. . .
مبادا لیلة القدرت سر آید
گنه بر ناله ام افزونتر آید
مبادا ماه تو پایان پذیرد
ولی این بنده ات سامان نگیرد

فضايل شب قدر

                                                                        

ترجمه: شیخ عبدالرحمن جعفری

از فضایل ماه مبارک رمضان شب قدر است، شبى است که خداوند در آن ثواب اعمال نیک را براى امت اسلامى مضاعف و بسیار زیاد مى کند.

{إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (۱) وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲) لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳) تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (۴) سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ}

شرح و تفسیر سوره مبارکه قدر

إنا أنزلنه فی لیلة القدر: ما قرآن را در شب با ارزش قدر فرو فرستادیم.

فرموده الله سبحانه وتعالى:{ ِنَّا أَنْزَلْنَاهُ}: همانا ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم، یعنى همانا تمام قرآن یکبارگی از لوح محفوظ به آسمان دنیا نازل شده، وسپس بعد از آن در طى ۲۳ سال برحسب وقایع بر رسول اکرم rنازل شده است. این قول ابن عباس رضی الله عنهما وبعضی از صحابه می باشد.

مراد از “قدر” در فرموده الله سبحانه وتعالى:” لَیْلَةُ الْقَدْر” چیست ؟

ابن جوزى رحمه الله می فرماید: در تسمیه شب قدر پنج قول ذکر شده است:

۱- همانا آن شب داراى عظمت وبزرگی است، وگفته مى شود فلانى داراى بزرگی و عظمت است. قوله تعالى: “وما قدروا الله حق قدره” آنان آنگونه که شایسته است خدا را نشناختند.

۲- همانا آن شب تنگ است، شبى است که بخاطر نزول فرشتگان در زمین، زمین بر آنان تنگ مى شود. قوله تعالى : “ومن قدر

۳- علیه رزقه” وآن کسى که رزق و روزى بر او تنگ شده است. (خلیل ابن احمد).قدر بمعناى حکم مى باشد. مثل اینکه بگوییم اشیاء در آن اندازه گرفته مى شوند. (ابن قتیبة).

۴- همانا کسى که قدر ومنزلتى ندارد، بخاطر عبادت و طاعت در شب قدر داراى ارزش ومنزلت ” قدر” مى شود. ( أبوبکر الوراق).

۵- براى اینکه در آن شب کتابى نازل شده است که داراى قدر و ومنزلت است، ودر آن شب رحمت وفرشتگانى که داراى قدر

خداوند متعال ومنزلت خاصى هستند نازل مى شود. (على ابن عبید الله).شب قدر را در قرآن اینچنین توصیف کرده است: {إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُبَارَکَةٍ إِنَّا کُنَّا مُنْذِرِینَ (۳) فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ (۴) أَمْرًا مِنْ عِنْدِنَا إِنَّا کُنَّا مُرْسِلِینَ (۵) رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ} الدخان: ٣ – ۶

علامه ابن عثیمین رحمه الله تعالى مى فرماید: خداوند متعال شب قدر را مبارک توصیف کرده است، بخاطر زیاد بودن خیر وبرکت وفضل آن شب، واز برکات آن شب نزول قرآن در آن مى باشد، وخداوند متعال آن شب را به عنوان شبى که در آن هرگونه کار حکیمانه اى بیان ومقرر گشته توصیف کرده است، یعنى اینکه تمام اوامرى که از طرف خداوند متعال که در آن سال انجام مى گیرد، از ارزاق و عمرها وخیر وشر وغیره، از لوح محفوظ به فرشتگانى که مسؤولیت نوشتن به عهده آنان است انتفال مى یابد، وبدون شک تمام اوامر وکارهاى پروردگار با حکمت ومحکم ومتقن مى باشد،که در آن هیچ نقص وخلل وجهل وباطل نمى باشد.

وشب قدر از شبهاى ماه رمضان مى باشد، بدلیل فرموده الله سبحانه وتعالى: {شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآَنُ} البقرة: ١٨۵

{لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر} شب قدر شبى است که از هزار ماه بهتر است.

امام مجاهد رحمه الله مى فرماید: قیام آن شب وعمل در آن بهتر از هزار ماه است که شب قدر در این هزار ماه نباشد.

وامام ابن کثیر رحمه الله مى فرماید: واین قول که شب قدر بهتر از عبادت هزار ماهى که در آن شب قدر نیست. اختیار ابن جریر است واین قول صحیح وراجح مى باشد.

{تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْر} فرشتگان وجبرئیل در آن شب با اجازه پروردگارشان پیاپی به سوى عبادت کنندگان شب زنده دار مى آیند براى هر گونه کارى که الله دستور داده باشد.

سیدنا أبو هریره رضی الله تعالى عنه مى فرماید : تعداد فرشتگان شب قدر در زمین بیشتر از سنگ ریزه ها مى باشد، واین دلالت برکثرت رحمت وبرکت در این شب مى باشد .

همانا نزول فرشتگان نزول رحمت وبرکت الهى است، همانطوریکه فرشتگان در موقع تلاوت قرآن وحلقه هاى علم نازل مى شوند وبالهایشان را براى طالب علم می گسترانند .

اما مراد از روح در آیه، جبریل امین علیه السلام مى باشد، وآن از باب عطف خاص برعام مى باشد.

{سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ} آن شب شب سلامت ورحمت ودرود فرشتگان برمؤمنان شب زنده داراست تا طلوع صبح.

در معناى سلام در این آیه دو قول مى باشد:

۱- امام مجاهد رحمه الله مى فرماید: در آن شب هیچ بیمارى ودردى صورت نمى گیرد، وهیچ شیطانى رها نمى شود.

۲- ابن قتیبه رحمه الله مى فرماید: همانا معناى سلام خیر و برکت است.

علامه ابن عثیمین رحمه الله تعالى مى فرماید: منظور از سلام یعنى اینکه شب قدر شب سلامتى براى مؤمنین از هر چیز مخوف وترسناک مى باشد، و بخاطر زیاد بودن اشخاصى که از آتش جهنم آزاد مى شوند، واز عذاب آن نجات مى یابند.

ومراد از {حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ} یعنى اینکه آن شب باطلوع فجر که انتهاى عمل وعبادت شب مى باشد پایان مى یابد.

فضایل شب قدر از خلال شرح سوره قدر

۱- نزول قرآن کریم که آن بعنوان معجزه جاوید بر رسول اکرم صلى الله علیه وسلم براى هدایت جهانیان مى باشد، وحجتى است بر معاندین.

۲- همانا شبى است که در آن برکت ورحمت زیاد مى باشد.

۳- شبى است که در آن ارزاق وعمر وحوادث سال آینده مقدر ومشخص مى شود.

۴- شبى است که عبادت در آن بهتر از هزارماه مى باشد.

۵- شبى است که فرشتگان در آن نازل مى شوند، ونزول فرشتگان همراه با خیر وبرکت ورحمت وآزاد شدن بندگان از آتش مى باشد.

۶- همانا شبى است که در آن سلامتى از امراض وعقوبات مى باشد.

۷- وقیام آن شب سبب کفاره وبخشش گناهان گذشته مى شود.

رسول اکرم مى فرماید: “من قام لیلة القدر إیمانا وإحتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه” متفق علیه .

«هر کس شب قدر را بپا دارد در حالى که ایمان وامید اجر دارد گناهان گذشته او بخشیده مى شود» .

لیلة القدر چه شبى است ؟

شب قدر از شبهاى ماه رمضان مى باشد، بدلیل فرموده الله سبحانه وتعالى: {شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآَنُ} البقرة: ١٨۵

جمهور علماء مى فرمایند: که شب قدر در دهه آخر ماه مبارک رمضان است، اما در چه شبى از دهه آخر مى باشد اختلاف کرده اند که مشهورترین آنها عبارتند از:

۱- شب ۲۱ و این قول امام شافعى رحمه الله است.

۲- شب ۲۳ و این قول بسیارى از صحابه و تابعین است .

۳- شب ۲۵ و۲۷ و۲۹ .

۴- شب آخر رمضان است.

۵- در دهه آخر است، اما در هر سال تغییر مى کند، یعنى اینکه احتمال دارد یک سال ۲۱ وسال دیگر ۲۵ وسال دیگر ۲۳ باشد. واین قول ابى قلابه وغیره است، واین بعنوان صحیح ترین قول مى باشد.

ابن کثیر رحمه الله تعالى: مى فرماید از ابى قلابه روایت شده است که فرمود شب قدر در دهه آخر است وهر سال تغییر مى کند، واین قول صریح بزرگانى چون امام مالک وثورى وامام احمد واسحاق ابن راهویه وابو ثور و مزنی و ابن خزیمه و دیگران مى باشد، و همچنین از امام شافعى رحمه الله تعالى روایت شده است. و الله اعلم

چگونگی احیاى شب قدر

ام المومنین عائشة رضى الله تعالى عنها مى فرماید: رسول اکرم صلى الله علیه وسلم هنگامى که وارد دهه آخر مى شد شب زنده دارى مى کرد، و خانواده اش را بیدار مى کرد، و کمربند خود را محکم مى کرد. (کنایه از دورى جستن از زنان، و به طور کلى از لذتهاى دنیوى دورى مى جست و به عبادت مشغول مى شد).

اعتکاف در شب قدر

از بهترین وسیله براى بدست آوردن ثواب و اجر شب قدر اعتکاف کردن یعنى ماندن در مسجد بقصد عبادت مى باشد، رسول اکرم صلى الله علیه وسلم دهه آخر رمضان را اعتکاف مى نمودند، و به قراءت قرآن ودعا ونیایش مشغول مى شدند، و متأسفانه از

امروزه سنت اعتکاف (ماندن در مسجد بقصد عبادت) ترک شده است، در حالیکه رسول اکرم صلى الله علیه وسلم واهل بیتش وصحابه کرام رضوان الله تعالى علیهم اجمعین بر این عبادت مواظبت مى کردند. دعا در شب قدر

ابن کثیر رحمه الله مى فرماید: مستحب است که زیاد به دعا ونیایش برداخته شود ومستحب است که این دعا زیاد خوانده شود اللهم انک عفو تحب العفو فاعف عنی

امام احمد رحمه الله از ام المؤمنین عائشة رضى الله عنها روایت کرده است که فرمود: ای رسول خدا اگر شب قدر را درک کردم چه دعایى بکنم فرمود : بگو :” اللهم انک عفو تحب العفو فاعف عنی ”

“پروردگارا همانا تو بخشنده اى و بخشش و گذشت را دوست دارى پس مرا ببخشاى.”

اعمال شب قدر

                                                                        

شب نوزدهم:

اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم می‌خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می‌شوند و به خدمت امام زمان علیه‌السلام مشرف می‌شوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می‌کنند.

اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام می‌شود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.

اعمالی که در هر سه شب مشترک است:

1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)

2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.

3- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.

4- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ.

ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله

ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِعلیٍّ

ده مرتبه: بِفاطِمَةَ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ

ده مرتبه: بِالحُسَین ِ

ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ

ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ مُوسی

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.

پس از این عمل هر حاجتی كه داری طلب کن.

5- زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است.

6- احیا داشتن این شب‌ها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد.

7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.

8- این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ...

اعمال مخصوص هر شب قدر

شب نوزدهم:

1- صد مرتبه "اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه".

2- صد مرتبه " اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ".

3- دعای "یا ذَالَّذی کانَ..." خوانده شود .

4- دعای " اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ..." خوانده شود.

شب بیست و یکم:

فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است، و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز، هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعای جوشن کبیر و غیره در این شب به عمل آورد، در روایات تاکید شده در غسل و احیاء و جدّ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سوم.

يا علي





 ز ليلايي شنيدم  يا علي گفت    به مجنون چون رسيدم يا علي گفت
مگر اين وادي دارالجنون است كه هر ديوانه ديدم يا علي گفت

نسيمي غنچه اي را باز مي كرد
   به گوش غنچه كم كم يا علي گفت

چمن با ريزش باران رحمت
    
  دعايي كرد و او هم يا علي گفت

يقين پروردگار آفرينش       
    به موجودات عالم يا علي گفت

 دلا بايست هر دم يا علي گفت
   نه هر دم بل دمادم يا علي گفت
به هر روز و به هر شب يا علي گفت
             به هر پيچ و به خم يا علي گفت
خمير خاك آدم را سرشتند
      
چو بر مي خواست آدم يا علي گفت

علي در كعبه بر دوش پيمبر  
     قدم بنهاد وآن دم يا علي گفت

عصا در دست موسي اژدها گشت 
        كليم آنجا مسلّم يا علي گفت

ز بطن حوت ، يونس گشت آزاد 
   ز بس در ظلمت يم يا علي گفت

به فرقش كي اثر مي‌كرد شمشير 
      شنيدم ابن ملجم يا علي گفت

مگر خيبر ز جايش كنده ميشد   
     يقين آن دم علي هم يا علي گفت

علي (ع) حجت الله است.

                                                                        

ابن عباس می گوید که: شنیدم از رسول خدا صلی الله علیه و آله که می فرمود: چونکه مرا به آسمانها سیر شبانه دادند به هیچ ملکی از ملائکه برخورد نکردم، مگر اینکه از من درباره علی بن ابی طالب علیه السلام سؤال می کردند تا جایی که من گمان کردم اسم علی علیه السلام از اسم من مشهورتر است.

پس آنگاه که به آسمان چهارم رسیدم، ملک الموت را دیدم که به من گفت: ای محمد! هیچ خلقی از خدا نیست مگر اینکه قبض روحش بدست من می باشد، بجز تو و حضرت علی علیه السلام، چون خداوند متعال خود قبض روح شما را خواهد کرد. پس چون به زیر عرش الهی رسیدم حضرت علی علیه السلام را دیدم که در زیر عرش الهی ایستاده بود.

پس من گفتم: ای علی از من سبقت گرفتی؟

جبرئیل به من گفت: ای محمد! کیست آن کسی که با او این چنین صحبت می کنی؟ گفتم: این برادرم علی بن ابی طالب علیه السلام است.

جبرئیل به من گفت: ای محمد! این علی علیه السلام نیست بلکه ملکی از ملائکه خداوند متعال می باشد که خداوند متعال آن را به صورت علی علیه السلام خلق کرده است.

پس ما ملائکه ای که مقرب درگاه الهی هستیم هر وقت مشتاق دیدار حضرت علی علیه السلام می شویم این ملک را زیارت می کنیم، بخاطر بزرگی و کرامتی که حضرت علی علیه السلام در پیشگاه خداوند دارد.۱

متن روایت

عن ابن عباس، قال: سمعت رسول الله(ص) یقول: لمّا أسری بی إلی السماء ما مررت بملإ من الملائکة إلا سألونی عن علی بن أبی طالب علیه السلام حتی ظننت أن اسم علی فی السماء أشهر من اسمی. فلما بلغت السماء الرابعة نظرت إلی ملک الموت، فقال لی: یا محمد؛ ما خلق الله خلقا إلا أقبض روحه بیدی ما خلا أنت و علی علیه السلام فإن الله جل جلاله یقبض أرواحکما بقدرته.

فلما صرت تحت العرش نظرت فإذا أنا بعلی بن أبی طالب علیه السلام واقفا تحت عرش ربی، فقلت: یا علی سبقتنی؟ فقال لی جبرئیل علیه السلام: یا محمد؛ من هذا الذی یکلمک؟ قلت: هذا أخی علی بن أبی طالب علیه السلام. قال لی: یا محمد؛ لیس هذا علیاً و لکنه ملک من ملائکة الرحمن خلقه الله علی صورة علی بن أبی طالب علیه السلام فنحن الملائکة المقربون کلما اشتقنا إلی وجه علی بن أبی طالب علیه السلام زرنا هذا الملک لکرامة علی بن أبی طالب علیه السلامعلی الله سبحانه.

سند روایت:

شیخ جلیل القدر، محمد بن احمد شاذان قمی در کتاب «مئة منقبة» طریق خود را نسبت به این روایت چنین بیان می کند(۲) «حدثنا أبوالقاسم جعفر بن محمد بن مسرور اللحام(۳)قال: حدثنی الحسین ابن محمد، قال: حدثنی أحمد بن علویه المعروف بابن الاسود الکاتب

الاصبهانی(۴) قال: حدثنی إبراهیم بن محمد، قال: حدثنی عبد الله بن صالح، قال: حدثنی جریر بن عبدالحمید، عن مجاهد، عن ابن عباس».

علامة کراجکی رحمة الله در کتاب کنز الفوائد در مورد این روایت می فرماید: «این روایتی است که اصحاب حدیث بر نقل آن اتفاق دارند.»

با توجه به این که روایت نیز از نظر سندی نیز قابل اعتماد می باشد.

۱٫ کنز الفوائد، ج۲،ص۱۴۲؛ مأة منقبة، ص۳۳؛ بحار، ج۱۸، ص۳۰۰ و ج۲۶، ص۳۰۵؛ مدینة المعاجز، ج۲، ص ۳۱۱،ح ۵۷۴؛ الشیعه فی أحادیث الفریقین،ص ۱۷۹،ح ۲۲۴٫

۲٫ و طریق علامة کراجکی در کتاب «کنزالفوائد» نیز چنین می باشد.

۳٫ او یکی از مشایخ شیخ صدوق رحمه الله است و از «حسین بن محمد بن عامر» نیز نقل روایت می کند. (نقلاً عن هامش مئة منقبة).

۴٫ او که به یک ادیب، شاعر، کاتب و راوی حدیث مشهور بود، قصیده ای در ۸۳۰ بیت به نام «الألفیة و المحبرة» در مدح امیرالمؤمنین علی علیه السلام سرود که وقتی این قصیده بر أبی حاتم سجستانی عرضه شد، گفت: «ای اهل بصره، به خدا قسم شاعر اصفهانی در این قصیده در احکام و زیادی فایده اش بر شما غلبه و برتری پیدا کرد». وفاتش به سال ۳۱۲ یا ۳۲۰ ق می باشد. (ر.ک: الکنی و الالقاب ۱/۲۱۲؛ الذریعه ۲/۲۹۸ رقم ۱۱۹۷).

تفاوت پسرها و دختر ها


۱- دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند
۲- اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده
۳- یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه
۴- یه پسر اگر ۳ تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با ۳ تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که ۳ تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون
۵- دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره
۶- دخترا می خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن
۸- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و ………هست
۹- دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره
۱۰- دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله
۱۱- دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند
۱۲- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن
۱۳- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید
۱۴- دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن
۱۵- دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا
۱۶- اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک چمع فقط سوتی میدن
۱۷- یک دختر اگر ۲۴ ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر ۲۴ ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه
۱۸- پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن
۱۹- یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با ۳-۴ تا دختر دیگه دوست میشه
۲۰- یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت ۷٫اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت ۷ و ۲ دقیقه و ۲۴ ثانیه,اینم شماره تلفن من ….. سر ساعت ۹ منتظر تماستم
۲۱- اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش
۲۲- دختر ترشیده میشه اما پسر بلعکس رسیده تر میشه
۲۳- بعد از خوندن این مطلب پسرا اول ۲ دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب ۲ ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترا توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن به نویسنده اش میل میزنن و فحش میدن!!!

دختر و پيرمرد

فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .
پیرمرد از دختر پرسید :
- غمگینی؟
- نه .
- مطمئنی ؟
- نه .
- چرا گریه می کنی ؟
- دوستام منو دوست ندارن .
- چرا ؟
- جون قشنگ نیستم .
- قبلا اینو به تو گفتن ؟
- نه .
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم .
- راست می گی ؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!!

چند تا درس از اين داستان نسبتا طنز:

1-مگر همون كه يك نابينا به يك دختر آرايش نكرده بگويد تو خوشكلي.

2-دختري كه آرايش نكند حتي دوستانش هم نمي توانند تحملش كنند.

3-دختر نبايد با يك غريبه حرف بزند.زيرا غريبه ها ممكن است آدم را فريب دهند.(همون كاري كه پيرمرده كرد)

4-ما مي دانيم كه دختر خوشكل در دنيا كمتر از تعداد انگشت هاي يك دست وجود دارد.پس دوستان آن دختر خودشان هم همچين مالي نبوده اند پس چقدر زشت بوده آن دختر.

5-شما با دختر مردم چيكار داريد. بريد مطلب بعدي رو بخونيد(بي حيا....)

دوست يابي...

دوست یابی به دو بخش عمده تقسیم میشه:    1-اینترنتی  2-غیر اینترنتی    

که  دوست یابی اینترنتی  دو قسمت داره:    1- با وبلاگ  2- بی وبلاگ         

دوست یابی غیر اینترنتی که دیگه توضیح نمیخواد چون همون روش سعی و خطاست

پس بریم سراغ دوست یابی اینترنتی که روش با وبلاگ یه مقدار ساده تر از روش بی وبلاگه!

برای شروع باید یه وبلاگ با یه اسم غم انگیزناک و افسرده ناک  بسازی. مثلا:


daryaye-gham . to-ro-mikham . bargard . asheghe-bi-gharar 

 eshghe-gomshodeye-man .farhad-ba-faryad . Love-Story

بعد دیگه می ری یه اسم قشنگ برای عنوان وبت می گذاری. مثلا:

کجا بیدی؟هرجا گشتم نبیدی؟...قایم باشک...هی فلانی کجایی؟...عزیزم بیدار شو...بی تو هیچم،بیا تو گیجم...کاشکی کجایی؟...کتاب زندگیم بی تو دفتر چهل برگه...آچار فرانسه زندگیم کجایی؟... ویتامینم بی تو میمیرم... از وقتی تو رفتی... فلانی هستم از فلان شهر...

خلاصه بعدشم یه قالب مشکی با بک گراند یه قلب تیر خورده یا شکسته. بعدش یه آیدی می سازی که اسمش مثل آدرس وبلاگت باشه. بعدشم دیگه دام پهن شده  و باید مثل یه شکارچی پلید منتظر به دام افتادن شکار باشی
بعد تو هر وبلاگی که می ری و می بینی نویسنده ش جنس مخالفه و آیدی گذاشته آیدیشو اد می کنی ولی با هیچکدوم چت نمی کنی. اونا هم که از دنیا بی خبر میان بهت پی ام می دن که ببینن تو کی هستی؟ تو هم از موقعیت استفاده می کنی و با حرفای صدمن یه غاز عشقولانه می ندازیشون تو دام

اگه پسری: بله...من یه دخترو خیلی دوست داشتم...عاشقش بودم...همه چیزمو به پاش ریختم...ولی اون بی وفایی کرد و بهم خیانت کرد و رفت. دختره م شروع می کنه دلداری دادن بهت و می گه که :منم جای خواهرت...اشکالی نداره...منم کم مشکل ندارم تو زندگیم...و اینجوری کم کم مخشو می زنی و خرش می کنی.

اگه دختری: بله... من یه پسرو خیلی دوست داشتم...با وجود زیبایی بی حد و حصرم تموم خواستگارامو به خاطر اون رد کردم...ولی اون بهم خیانت کرد و با دوست صمیمیم دوست شد و رفت.پسره م شروع می کنه دلداری دادن بهت و می گه که : منم جای برادرت...اشکالی نداره... منم تو زندگی خیلی سختی کشیدم تا تونستم رو پای خودم بایستم... و اینجوری میشه که جوون مردمو خر میکنی!! 

برای دوست یابی بی وبلاگ خداییش باید یه مقدار حرفه ای باشی. اول از همه باید یه آیدی بسازی در حد مررررررررررگ.

مثلا:

bi_to_hicham_messe_pichak doret_mipicham.. .key_boarde_bi_mouse.keshtie_be_gel_nesheste ...dara_bi_sara...sara_bi_dara... daryaye_bi_sahel...


بعدش می ری تو روم و کمین می کنی
.اینجا دیگه به هیچوجه حق انتخاب نداری.حتی اگه آیدی دو جنسی هم دیدی سریع باید با شکم خودتو پرت کنی روش...شاید بتونی تصاحبش کنی...انشاالله...حالا...اینجا یه سری چیزا هست که شانست رو بیشتر می کنه.مثلا داشتن ویس. یا داشتن وبکم.حفظ بودن چند بیت شعر عاشقانه غم انگیز که از بی وفایی دنیا می گه خیلی موثره...و بالاخانم نحوه سلام کردن.ببینین.روانشناسی  ثابت کرده که نحوه سلام کردن آدما رابطه مستقیم با شخصیتشون داره. نحوه سلام کردنت بسته به جنسیتت باید عجیب غریب باشه...

مثلا:
سلام هم چت... وبلاگ رو نور افشانی کردی...سلام حاجی ، سیدتو کشتن...سلام همشیره...سلام برادر...آبجی رو بپوشون که ما اومدیم خدمتت واسه سلام...سلام داداشی...سلام!جوجو...

اینجا یه عامل دیگه هم موثره و اون میزان اعتقادت به خداس.یعنی باید به خدا توکل کنی...یا در حقیقت التماس کنی که انشالا درست میشه!

(ولي يادتون باشه كه در اين روش ها هدفتان فقط بازي كردن با احساسات مردم نباشد.)

بازم به معرفت مردها...

آقا و خانومی که چند وقتی بود باهم ازدواج کرده بودن پس از مدتی اتفاقات جالبی واسشون رخ می ده یه شب خانوم نمی ره خونه
فردا صبح در بازگشت به خونه آقا از خانومش سوال می کنه که دیشب کجا بودی ؟
خانوم هم جواب می ده که خونه ی یکی از دوستام بودم !!!
آقا بلافاصله بعد از این جواب به 10 تا از بهترین دوستان خانومش تلفن می کنه و ازشون سوال می کنه که آیا خانومش دیشب پیش اونا بوده یا خیر ؟
همگی دوستان خانومه جواب می دن نه !!!!!
خب به همین راحتی می تونیم پی ببریم که خانوم ها دوستان خوبی نیستن و هیچ وقت نمیشه روشون حساب کرد .
اما حالا چرا آقایون دوستان خوبی هستن و همیشه می تونین روشون حساب کنین
چند وقت بعد از این ماجرای آقا و خانومه !!!
آقا یه شب خونه نمی ره
و فردای اون شب در بازگشت به خونه این بار خانومه از آقا سوال می کنه که دیشب کجا بودی ؟
آقا بلافاصله جواب می ده که : خب، پیش یکی از دوستام بودم !!!
و خانوم بلافاصله به  10  تا از بهترین دوستای آقا زنگ می زنه و می گه که :
آیا آقا دیشب پیش اونا بوده یا خیر ؟
8 تا از دوستای آقا می گن که آره !!!!! آقا دیشب پیش ما بوده
و 2 تا هم می گن که هنوز هم پیش ماست !!!!! لووول

به همین راحتی می تونین نتیجه بگیرین که دوستان مرد خیلی قابل اعتماد تر هستن و همیشه می شه روشون حساب کرد.

(بر وبچه هاي گرانقدر يادتون باشه در آينده نه چندان دور بايد چنين لطفي رو در حق هم ديگه انجام بدهيد.)

حالا حالا..........

خبری از یک معلم

دوستان عزیز ..طی اخرین تماس ها و اخبار رسیده از اقای خواجه ، معلم اهوازیه پروازی کانون زبان ایشون به بنده قول دادن که حتما 2 ترم اینده رو مهمون ما بیرجندی ها هستند.

در انتظار یار(باشین تا خسته شین>>

دختر 19ساله ایرانی، معروف*ترین دختر امریکا!!

دختر 19ساله ایرانی، معروف*ترین دختر امریکا!!

آلیا صبور شهروند امریكایی ایرانی*الاصل است كه تمام وقت در دانشگاه نیویورك تدریس می*كند و به عنوان یك نابغه نام خود را در ردیف جوان*ترین استاد دانشگاه جهان ثبت كرده است.
وی در سن 10 سالگی در دانشگاه استونی بروك ثبت نام كرد و در 11 سالگی به عنوان عضو اركستر سمفونی "راك لند" به اجرای قره نی پرداخت.



صبور مدرك لیسانس خود را در 14 سالگی در دانشگاه نیویورك اخذ و در 18 سالگی در 19 فوریه، مدرك دکترای خو را از دپارتمان تكنولوژی پیشرفته فوزیون در دانشگاه كانكوك سئول دریافت کرد.
وی تا ماه قبل در دانشگاه دروس فیزیك را در دانشگاه كنكوك تدریس می*كرد و در حال حاضر، ریاضی و فیزیك در دانشگاه جنوبی ایالت نیواورلند تدریس می*كند. او یكی از دلایل ترك دانشگاه سئول را مشكل تکلم به زبان كره*ای بیان کرده است.



صبور، اولین شهروند امریكایی است كه رتبه اولین و جوان*ترین پرفسور زن را در تاریخ امریكا دارا است.

ركوردار قبلی جوان*ترین پرفسور دانشگاه متعلق به فیزیكدان اسكاتلندی كولین مك لورین است كه در سال 1717 در سن 19 سال و 7 ماهگی این رتبه علمی را کسب کرده بود.

منبع:کره ای سنتر

نوين سوتي

يكي از بر وبچه هاي خوشتيپ در حين بازديد از وبلاگمون منوي پارس تولز رو ديد و به جاي كلمه ي "پارس تولز" گفت "پارس توله".

(يعني توله اي كه مشغول پارس  كردن است.)(البته اين ها سگ آبي هستند.)


معلم زبان ما از من اشتباه لفظي گرفت و گفت"more strongغلطه" بايد بگي "stronger"

بعد نه تنها يكي ديگه از بچه ها اين اشتباه رو كرد بلكه خود معلممون گفت:"more stronger"

فكر كنم آه من دامنشون رو گرفت.



دلم گرفته

خیلی ها دل ادم رو میشکنن.به راحتی ...مثل اب خوردن..دل به این زودی ها خوب نمیشه...

گفتم ای دوست . گفتی کوفت

گفتم ای یار . گفتی زهر مار

گفتم از غم عشق تو بیمارم . گفتی به درک مگه من پرستارم!!

خبر هاي جالب جهان

آی‌-فون هشت میلیون دلاری
 یک جواهرساز بریتانیایی به نام «استوارت هیوز» که سابقه تزئین بلک بری و نینتندو را هم در کارنامه‌اش داشت با استفاده از ۵۰۰برلیان و یک تکه پلاتین ۷٫۴ قیراطی و طلاکاری آخرین مدل تلفن همراه شرکت اپل رکورد گران‌ترین گوشی تلفن را در جهان شکست البته این طراح باسلیقه که راز دار هم هست سفارش تزئین دو ‌آی-‌فون کاملا مشابه را دریافت کرده بود. شایعات نشان می‌دهد یک تاجر استرالیایی این دو گوشی جواهر نشان را درخواست کرده است.


شلیک از خورشید

آمریکایی‌ها آنقدر در برنامه‌ها و فیلم‌های تلویزیونی‌شان غرق شده‌اند که هر چیزی را در جعبه جادو ببینند و بشنوند باور می‌کنند. در ماه نوامبر در یکی از برنامه‌های زنده، خبرنگاران یکی از شبکه‌های تلویزیونی تصویری را ضبط کرد که نشان می‌داد از طرف خورشید توپی به سمت سواحل کالیفرنیا شلیک شده است. کمی بعد این تصاویر در صدر اخبار بیشتر رسانه‌های آمریکا رفت اما چند ساعت بعد که هیجان‌ها کمتر شد کارشناسان اعلام کردند به علت خطای دید و تغییر نور خورشید هنگام غروب در افق چنین تصویری به ذهن انسان القا می‌شود.


سیگاری دو ساله

 به‌نظر می‌رسد در اندونزی بچه‌ها خیلی زود سیگار کشیدن را شروع می‌کنند چراکه «آردی‌ریزال» از وقتی ۱۸ماهه بوده سیگاری شده است. به گفته پدرش محمد، این بچه وقتی سیگار را از دهانش دور می‌کنند آنقدر گریه و بی‌تابی می‌کند که مجبور می‌شوند با سیگار آرامش کنند. «آردی» قبل از اینکه به کمک پزشکان ترک کند روزی ۴۰ سیگار پک می‌زد.


مسافر زمان در فیلم چارلی‌چاپلین

 زمانی که چارلی‌چاپلین در سال ۱۹۲۳ فیلم می‌ساخت بشر هنوز تا تولید تلفن همراه فاصله بسیاری داشت اما یک کارگردان زنی را در فیلم چاپلین مشاهده کرد که گویا با موبایل در حال گفت‌وگو است. این موضوع که آیا این زن با پاهای بیش از حد بزرگش مسافری است که از آینده به گذشته سفر کرده بود یا خیر برای مدتی همه را در اینترنت سرکار گذاشت. اما در نهایت همه تصمیم گرفتند باور کنند این زن گوش‌هایش سنگین است و در زمان فیلمبرداری با سمعک بزرگش کلنجار می‌رود تا بهتر بشوند.


نجات از عمق ۷۰۰ متری در آغوش ققنوس

 وقتی روی یک تکه‌کاغذ که از عمق ۷۰۰ متری زمین آمده بود پیام سلامتی ۳۳ معدنچی دیده شد جهان در بهت و حیرت فرو رفت. باورش سخت بود که این مردان بعد از انفجار و گیر افتادن در اعماق زمین زنده باشند اما از آن عجیب‌تر امید به نجات جان‌شان بود. به‌هر حال معدنچی‌ها بیش از دو ماه مقاومت کردند تا با یک کپسول‌نجات منحصربه‌فرد به اسم ققنوس دوباره موفق شدند طلوع خورشید را تماشا کنند.


هیجان در دوران ووووزلا

 یکی از سروصداهایی که جام جهانی آفریقا به راه انداخت صدای بوق‌های گوشخراش ووووزلا بود. آنهایی که این بوق‌های سنتی را می‌شناسند دو دسته هستند یا بدون شنیدن صدای ووووزلا خواب‌شان نمی‌برد یا از صدای سرسام‌آور آن به‌شدت نفرت دارند. در زمان برگزاری جام جهانی بازار ووووزلا آنقدر داغ بود که یک‌مرتبه تقاضاها چند برابر شد. در این بین چینی‌ها هم که هرگز از قافله عقب نمی‌مانند ووووزلای آفریقایی اصل را در کشورشان تولید می‌کردند و به بازار می‌فرستادند و این شد که تا مدت‌ها بعد از قهرمانی اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۰جنگ برای حق کپی‌رایت بین کمپانی‌های آفریقایی و چینی ادامه داشت.


پیام تولدت مبارک اشتباهی برای ملکه

ملکه الیزابت دوم یکی از مشهورترین افراد سلطنتی در جهان است بنابراین حتی اگر اسمش را در گوگل بزنید خیلی ساده تمام جزئیات زندگی‌اش از تاریخ تولد گرفته تا تحصیلات نداشته‌اش معلوم می‌شود اما کارمندان وزارت خارجه آمریکا حتی زحمت این کار را هم به خودشان ندادند و یک روز صبح از خواب بیدار شدند و انگار به آنها الهام شده باشد برای ملکه پیام تبریک تولد فرستادند غافل از اینکه ملکه دو تاریخ تولد دارد. یکی ۲۱ آوریل(که ۸۴ ساله می‌شود) و دیگری ۱۲ ژوئن که تاریخ تولد رسمی‌اش است. البته به احتمال زیاد سال دیگر چنین اشتباهی رخ نمی‌دهد چراکه ملکه تازگی‌ها عضو فیس‌بوک شده است.

كلا به خودتون افتخار كنيد...

به مرد بودن خود افتخار کنید چون :

01- هميشه از نام خانوادگي شما استفاده مي‌شود.
02- مدت زمان مكالمه‌ي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است.
03- براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد.
04- در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي‌كنيد.
05- دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.
06- جنسيت شما در موقع مصاحبه‌ي استخدام مطرح نيست.
07- لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.
08- ظرف مدت 10دقيقه مي‌توانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد.
09- همكارانتان نمي‌توانند اشك شما را در بياورند.
10- اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نمي‌گيرد.
11- رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است.
12- با يك دسته گل مي‌توانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد.
13- وقتي مهمان به خانه‌ي شما مي‌آيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.
14- بدون هديه مي‌توانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.
15- مي‌توانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد.
16- حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابه‌ي داخلي يا خارجي بلد هستيد.
17- ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.
18- بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد... و اگر خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به مرد بودن خود افتخار كنيد

 

به زن بودن خود افتخار كنيدچون:01- نام هر گل و زيبايي در طبيعت است را روي شما مي‌گذارند.
02- هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش مي‌توانيد خود را زيباتر كنيد و هيچ كس هم از شما ايرادنمي‌گيرد( كاري كه بسياري از آقايان مد روز يواشكي انجام مي‌دهند).
03- تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروي شما را ستوده اند.
04- مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد.
05- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.
06- عمرتان بسيار طولاني است.
07- آنقدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي‌آوريد.
08- هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.
09- هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد.
10- بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركري مي خوانيد.
11- ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد.
12- عشق و هنر ابداع شماست.
13- هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد..
14- از سن 9سالگي به بلوغ عقلي و جسمي مي‌رسيد و حالاحالاها بايد بدوند تا به پاي شما برسند!.
15- بهشت زير پاي شماست.
16- اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد، با سركردن يك روسري قضيه حل است.
17- هميشه در كيفتان آينه داريد و موقعي كه در سلف سرويس دانشگاه قورمه سبزي مي‌خوريد يك دانه لوبيا لابه لاي سبيلتان جا خوش نمي كند.
18- هميشه تميز ونظيف و خوشبو هستيد … و اگر خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به زن بودن خود افتخار كنيد


حالا من از شما يك سوال حياتي دارم كه مي خواهم در نظراتتون پاسخ دهيد.
پسر بهتره يا دختر؟چرا؟


غضـــــــــــــــــــــــــــــنفر

غضنفر خرش میمیره مردم میان بهش  تسلیت میگن ،میگه : نمیدونستم اینهمه  فامیل داره !

 


به غضنفر میگن تا حالا لو رفتی ؟میگه نه !آخر هفته جور کن با هم بریم .!!

 


به غضنفر ميگن يه جمله ي فلسفي بگو ميگه: احمق ترين افراد كساني هستند كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشند. ميگن: مطمئني؟ ميگه: صد در صد !!

 


غضنفر میره پشت بام  میخوابه سردش میشه در پشت بامو میبنده !

 


 

غضنفر کليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره کليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميکنن!!

 


روي غضنفر سمباده ميکشن ميبينن زيرش لره!!!

 


 به غضنفر میگن درو ببند بیرون سرده میگه حالا مگه من درو ببندم بیرون گرم میشه ؟!!

 


به غضنفر میگن اگه دنیارو بهت بدن چی کار میکنی؟
میگه:خفه شو من خودم زن دارم !!

 


غضنفر همش دعا مي کرده بچه دار شه يه شب جبرئيل مياد تو خوابش ميگه عوض اين همه دعا برو زن بگير!!

 


غضنفر به دوستش می گه کجا می ری؟
می گه می رم مراسم هفته نیروی انتظامی، تو نمیای؟
غضنفر  می گه: نه، تو برو، من برای مراسم چهلمش میام!

 


به غضنفر میگن اگه تو اقیانوس باشی یه کوسه بهت حمله کنه چیکارمیکنی ؟ میگه میرم بالای درخت .میگن تو اقیانوس که درخت نیست .میگه مجبورم میفهمی ؟!

 


برق سه فاز غضنفر رو ميگيره ، غضنفر ميگه: جرات دارين تک فاز تک فاز بياين جلو نشونتون بدم!!

 


غضنفر میره تو لوله ، اتل متل تو توله!!

 


غضنفر  قهرمان شنا ميشه ازش ميپرسند از کجا شروع کردي ميگه والا ما که امکانات نداشتيم , از زمين خاکي!!!

 


غضنفر پاشو ميزاره رو پاي يه نفر ، يارو ميگه : هي بيشعور مواظب باش يكدفعه همه به غضنفر نگاه ميکنن غضنفر ميگه : چيه ؟؟! بيشعور نديدين !!!؟؟

 


غضنفر میره سربازی دور کلاش قرمزی !!

 


امتحان رانندگی:سرهنگ به غضنفر:اگه موقع رانندگی كسی وسط خیابون بود بوق میزنی یا ترمز میكنی؟
غضنفر:برف پاك كن رو مي زنم.
سرهنگ:چرا ?
غضنفر:یعنی یا بیا این ور یا برو اون ور!!!

 


یه روز غضنفربه پسرش می گه این جوری که تو داری درس می خونی در آینده حتی یه گوساله هم  نمی شی. اصلا می دونی گوساله چیه ؟ پسر: آره که می دونم گوساله، کسیه که باباش گاو باشه!!!

 


 

اداره مخابرات کشور برای هزارومین بار به شهروندان غضنفر اخطار داد که با کارت هوشمند سوخت نمی توان تلفن زد!!

 


به غضنفر مي گن بچه كجائي ؟ ميگه : بچه تهرون . . . مي گن : كجاي تهرون . . . مي گه : كيلومتر 700 ، جاده تهران – اردبيل!!

 


غضنفر  چراغ قوه میسازه که با نوره خورشید کار میکنه!!!

 


 

× غضنفر عکس خودشو تو آب ميبينه ميگه واي خر ماهي !!!

 


دعای غضنفر آخر نماز :خدایا مواظب خودت باش!!!

 


غضنفر پشه بند میخره تا صبح نمیخوابه پشه ها رو مسخره میکنه!!!

 


غضنفر دوتا کروات میزنه بهش میگن چرا دوتا کروات زدی ؟ میگه آخه عقد و عروسی با همه !!!

 


از غضنفر می پرسن ناراحت نمیشید براتون جوک می سازند ؟ میگه نه واسه اونا جوکه واسه ما خاطره است !!

آسانسور جالب

روزی ، یک پدر روستایی با پسر پانزده ساله اش وارد یک مرکز تجاری میشوند.پسر متوّجه دو دیوار براق نقره‌ای رنگ میشود که به شکل کشویی از هم جداشدند و دو باره بهم چسبیدند، از پدر میپرسد، این چیست ؟ پدر که تا به حال در عمرش آسانسور ندیده میگوید پسرم، من تا کنون چنین چیزی ندیدم، ونمیدانم.

در همین موقع آنها زنی بسیار چاق را میبینند که با صندلی چرخدارش به آن دیوار نقره‌ای نزدیک شد و با انگشتش چیزی را روی دیوار فشار داد، و دیواربراق از هم جدا شد ، و آن زن خود را بزحمت وارد اطاقکی کرد، دیوار بسته شد، پدر و پسر ، هر دو چشمشان بشماره هائی بر بالای آسانسور افتاد که ازیک شروع و بتدریج تا سی‌ رفت، هر دو خیلی‌ متعجب تماشا میکردند که ناگهان ، دیدند شماره‌ها بطور معکوس و بسرعت کم شدند تا رسید به یک، دراین وقت دیوار نقره‌ای باز شد، و آنها حیرت زده دیدند، دختر ۲۴ ساله موطلایی بسیار زیبا و ظریف ، با طنازی از آن اطاقک خارج شد.

 

c38e7eb3b26b5e5f8049b6105a5f6f46 داستان جالب و خنده دار آسانسور

 

پدر در حالی که نمیتوانست چشم از آن دختر بردارد، به آهستگی، به پسرش گفت : پسرم ، زود برو مادرت را بیار اینجا!!!