"....و لتعلن علوا کبیراً .فاذا جاء وعدا ولیهما بعثنا علیکم عبادا لنا اولی باس شدید فجاسوا خلال الدیار"
«و برتری جویی بزرگی خواهید نمود. هنگامی که نخستین وعده فرا رسد، گروهی از بندگان پیکارجوی خود را بر ضد شما برمی‌انگیزیم (تا شما را سخت درهم کوبند؛ حتی برای به دست آوردن مجرمان) خانه‌ها را جستجو می‌کنند.»

امام صادق علیه‌السلام در این سخن خدای صاحب عزت و شوکت:
و برتری‌جویی بزرگی خواهید نمود، فرمود:« (یعنی) کشتن حسین‌بن‌علی‌علیهما‌السلام.
هنگامی که نخستین وعده فرا رسد، فرمود: هنگامی که (زمان) یاری حسین‌بن‌علی علیهما‌السلام فرا رسد.
گروهی از بندگان بیکار جوی خود را بر ضد شما برمی‌انگیزانیم که خانه‌ها را جستجو کنند»، (اینان) گروهی هستند که خداوند قبل از قیام قائم آنان را برمی‌انگیزد...

در آيه 133 سوره ي نساء مي خوانيم:«ان يشأ يذهبکم ايها الناس و يأت باخرين؛ اي مردم ! اگر خدا بخواهد، شما را از ميان مي برد و افراد ديگري را (به جاي شما) مي آورد.»
علامه ي طبرسي مي گويد: در روايت آمده است، هنگامي که اين آيه نازل شد، پيامبرصلي الله عليه و آله دست خود را بر پشت «سلمان» زد و فرمود: «هم قوم هذا يعني عجم الفرس؛ آن افراد، از قوم اين شخص (سلمان) يعني ايرانيان هستند.» (1)

در آيه 89 سوره ي انعام مي خوانيم:

«فان يکفر بها هؤلاء فقد و کلنا بها قوما ليسوا بها کافرين؛ اگر اين قوم، نسبت به آن ( هدايت الهي) کفر ورزند ( مهم نيست زيرا) کساني را نگاهبان آن ساخته ايم که نسبت به آن کافر نيستند.»
مفسران بزرگي در تفاسير خود نقل کرده اند که منظور از اين جمعيت (نگهبان دين) ايرانيان هستند.(2)
در روايت آمده است: جمعي از ايرانيان به عنوان انجام مراسم حج به حجاز رفتند، در مدينه به حضور امام باقر عليه السلام رسيدند و پرسش هايي از مسايل مهم ديني نمودند و امام باقرعليه السلام پاسخ آنها را داد. يکي از سؤالات آنها اين بود:
«شنيده ايم سلمان تمايل پيدا کرد که با دختر عمر خواهر حفصه، ازدواج کند، از او خواستگاري کرد، لطفا چگونگي آن را براي ما بيان فرماييد.»
امام باقرعليه السلام فرمود: [عمر از خواستگاري ناراحت شد و جريان را به رسول خداصلي الله عليه و آله عرض کرد و گله نمود.] رسول خدا صلي الله عليه و آله به عمر فرمود: «واي بر تو، آيا خرسند نيستي که سلمان به تو مشتاق شود و تو به او نزديک گردي؟ سلماني که بهشت مشتاق ديدار اوست و خداوند درباره ي سلمان و شما جمعيت قريش اين آيه را نازل کرد (آنگاه آيه ي فوق - 89 انعام را خواند).
عمر گفت: «اي رسول خدا! منظور از گروه نگهبان دين ( در آيه ي مذکور) کيست؟»
پيامبرصلي الله عليه و آله در پاسخ فرمود: « هو و الله سلمان و رهطه؛ سوگند به خدا، اين گروه نگهبان، سلمان و قوم او هستند.»
سپس فرمود: «سوگند به خدا! اين آيه (38 سوره ي محمد که ذکر خواهد شد) نيز درشأن سلمان و قوم او نازل شده است.»
در پايان فرمود: «اي گروه قريش ! شما مردم، فارس ( ايرانيان) را با شمشير ( در فتح ايران) مي زنيد تا به سوي اسلام بيايند، سوگند به خدا روزي خواهد آمد که آنها شما را براي کشاندن به سوي اسلام با شمشير مي زنند.»
«حذيفه بن يمان» که در آنجا بود، گفت: «اين پيشگويي گوارا باد براي سلمان و ايرانياني که راه ايمان و تقوي را مي پيمايند.»
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: «اگر اسلام در لابه لاي زمين گم شود، ايرانيان آن را مي يابند و اگر اسلام در آسمان قرار گيرد، جز مردم ايران، کسي به آن دست نيابد.» عمر با شنيدن اين سخن، غمگين شد و برخاست و رفت. (3)

 در آيه ي 54 سوره ي مائده مي خوانيم:

«يا ايها الذين آمنوا من يرتد منکم عن دينه فسوف يأتي الله بقوم يحبهم و يحبونه اذله علي المؤمنين اعزه علي الکافرين يجاهدون في سبيل الله و لا يخافون لومه لائم ... ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد، هر کس از شما از آيين خود بازگردد (به خدا زياني نمي رساند) خداوند در آينده جمعيتي را مي آورد که ( داراي اين ويژگي ها هستند):
1- خدا آنها را دوست دارد.
2- و آنها ( نيز) خدا را دوست دارند.
3- آنها در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران سخت و نيرومندند.
4- آنها در راه خدا جهاد مي کنند و از سرزنش ملامتگران هراسي ندارند.»
روايت شده است: شخصي از اين آيه ( و منظور از آن) از پيامبرصلي الله عليه و آله پرسيد. پيامبرصلي الله عليه و آله دست بر شانه يا گردن سلمان زد و فرمود: «هذا و ذووه؛ منظور از اين آيه، اين شخص و قوم او هستند.»
آنگاه فرمود: «لو کان الدين بالثريا لتناوله رجال من ابناء فارس؛ اگر دين در ستاره ي ثريا باشد و در آسمان ها قرار گيرد، مرداني از فارس، آن را به دست خواهند آورد.» (4)

در آيه 198 و 199 سوره ي شعراء مي خوانيم:

«لو انزلناه علي بعض الاعجمعين - فقرأه عليهم ما کانوا به مؤمنين؛ هر گاه ما اين قرآن را بر بعضي از مردم عجم (غير عرب) نازل مي کرديم و پيامبرصلي الله عليه و آله اين آيات را براي آنها به زبان تازي ( اعراب) مي خواند، آنها هرگز به قرآن ايمان نمي آوردند.»
در حديثي آمده است که امام صادق عليه السلام فرمود: «لو نازل القرآن علي العجم ما آمنت به العرب و قد نزل علي العرب فآمنت به العجم فهذه فضيله العجم؛ اگر قرآن بر عجم نازل شده بود، عرب به آن ايمان نمي آورد، ولي قرآن بر عرب نازل شد، عجم به آن ايمان آورد و اين براي عجم، فضيلتي است.»(5)

 در آيه 38 سوره ي محمد صلي الله عليه و آله مي خوانيم:

« و ان تتولوا يستدبل قوما غيرکم ثم لا يکونوا امثالکم ؛ اي مسلمانان! اگر به نعمت اسلام ارج نهيد و از آن رويگردان شويد، خداوند اين مأموريت ( پاسداري از اسلام) را به گروهي ديگر مي سپارد، آنان که همانند شما نخواهند بود.»
اکثر مفسران شيعه و اهل سنت در ذيل اين آيه نقل کرده اند که پس از نزول اين آيه ، جمعي از اصحاب از پيامبرصلي الله عليه و آله پرسيدند: « اين جمعيتي که خداوند در اين آيه به آنها اشاره مي کند، چه کساني هستند ؟»
پيامبرصلي الله عليه و آله به سلمان که در نزديکش بود، نگاه کرد و دست به زانو ( يا شانه ي) او زد و فرمود: «هذا و قومه، و الذي نفسي بيده لوکان الايمان منوطا بالثريا لتناوله رجال من فارس؛ منظور (از آيه) اين مرد و قوم او است ، سوگند به آن کس که جانم رد اختيار اواست ! اگر ايمان به ستاره ي ثريا بسته باشد گروهي از مردان فارس ، آن را به چنگ مي آورند. » (6)
به نقل از ابوبصير، امام صادق عليه السلام فرمود: «قد و الله ابدل بهم خيرا منهم، الموالي ؛ سوگند به خدا! خداوند به اين وعده ي خود وفا کرد و گروهي از غير عرب را که بهتر از آنها بودند، جانشين آنها نمود.» (7)

در آيه ي 3 سوره ي جمعه مي خوانيم :

«و اخرين منهم لما يلحقوا بهم و هو العزيز الحکيم ؛
پيامبرصلي الله عليه و آله نيز رسول بر گروه ديگري غير از اميين است که هنوز به عرب نپيوسته اند و خداوند توانا و آگاه است .»
در حديثي آمده است که پيامبرصلي الله عليه و آله اين آيه را تلاوت کرد. حاضران پرسيدند: « منظور از اين گروه ديگر کيست؟»
پيامبرصلي الله عليه و آله در پاسخ آنها دست بر شانه «سلمان» گذاشت ( و به نقلي دست بر سر سلمان گذاشت) و فرمود: «لو کان الايمان في الثريا لنالته رجال من هؤلاء؛ اگر ايمان در ستاره ي ثريا قرار گيرد، مرداني از اين گروه (ايرانيان) به آن دست مي يابند.» (8)

 در آيه ي 16 سوره ي فتح مي خوانيم:

«قل للمخلفين من الاعراب ستدعون الي قوم اولي بأس شديد تقاتلونهم او يسلمون؛ به متخلفان از اعراب بگو به زودي از شما دعوت مي شود که به سوي قومي رزمنده و جنگجو برويد و با آنها پيکار کنيد، تا اسلام بياورند...»
از مفسر بزرگ، «ابن عباس» نقل شده است که گفت: «منظور از اين قوم جنگجو و رزمنده ، ايرانيان هستند.»

در آيه ي 5 سوره ي اسراء مي خوانيم:

«فاذا جاء وعد اوليهما بعثنا عليکم عبادا لنا اولي بأس شديد...؛ هنگامي که نخستين وعده فرا رسد( و شما دست به فساد و خونريزي و جنايت بزنيد) ما گروهي از مردان پيکار جو و رزمنده بر شما مي فرستيم ( تا سخت شما را درهم بکوبند) و براي پيدا کردن مجرمان ، خانه هاي شما را جستجو کنند و اين وعده اي قطعي .»
در تفسير اين آيه، مطالب گوناگون گفته شده، بعضي احتمال داده اند که منظور از فساد و جنايت، مربوط به فساد و جنايت صهيونيست ها مي شود که به رزمندگان نيرومند اسلام ، وعده ي غلبه بر آنها داده شده است.
در بعضي از روايات آمده: امام باقرعليه السلام آيه ي مذکور را تا آخر خواند، حاضران پرسيدند: «منظور از اين قوم رزمنده و پيکارجو که دشمن را درهم مي کوبد، کيست؟»
امام باقرعليه السلام در پاسخ فرمود: «و هم والله اهل قم؛ سوگند به خدا، آنها اهل قم هستند.»(9)
چنانکه از قرآن بدست مي آيد، جلوداران مبارزين ، از مرکز حوزه ي علميه ي قم برخاسته اند، مانند وجود شريف حضرت امام خميني (قدس الله سره) و ياران او و ... که ملت هاي اسلامي را بر ضد يهود صهيونيست بسيج مي کنند و در حقيقت هسته ي مرکزي قيام ها در قم است.
نيز روايت شده: آيه ي فوق در حضور امام صادق عليه السلام خوانده شد، يکي از حاضران پرسيد: « فدايت شوم، منظور از اين قوم رزمنده و پيروز کيست؟»
امام صادق عليه السلام سه بار فرمود: «سوگند به خدا، آنها اهل قم هستند.» (10)

منابع :

سایت رشد

و

http://noorportal.net